ممنون صبا و دختر بيخيال عزيز . خانه مادر شوهرم نمي شه چون پدر شوهرم هم خانه است و پيره و تازه نوه شان هم ظهر ها مي اد اونجا و كلا اونجا خيلي پر رفت و امده. البته از مادر همسرم خواستم اگر اين خانم امد بره بالا و پيش اون باشه و رفتار اون با دخترم را بررسي كنه .همسرم مي گه من تو پاركينگم (تعمير ماشين خودش) و كاري به بالا ندارم . خانه مادرم كه اصلا نمي شه . كي مي تونه اون را هر روز ببره و بياره اون سر دنيا . تازه اين خانم اگر هم قبول كنه به اين خاطره كه نزديكه خانه ماست و كرايه رفت و برگشت نمي ده وگرنه پيشنهادش 650 بوده به جاهاي ديگه.من خودم هم اينها را مي دانم مخصوصا همسر من . ادم رمانتيكيه و اصلا ظاهر براش مهم نيست ( اين خانم را خواهر شوهرم از حوزه معرفي كرده و مي گه قيافه ظاهري خوبي نداره ) خواهر همسرم در حوزه است . ولي من مي دانم همسر من قيافه براش مهم نيست . از طرفي به هر حال ممكنه به خاطر غذا خوردن يا هر چيز ديگري به طبقه بالا بره . نمي دانم والا.هر چقدر هم از زندگيم راضي نباشم تحمل اين قضيه را ندارم . حتي ممكنه همسرم به خاطر اينكه تلافي سركار رفتن را سر من در بياره اذيتم كنه. نمي دانم . اگر شوهر دارش را هم پيدا كنم ( پرستار ) اون هم مشكلات خودش را داره








علاقه مندی ها (Bookmarks)