به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 59

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 مرداد 93 [ 15:10]
    تاریخ عضویت
    1393-1-25
    نوشته ها
    52
    امتیاز
    576
    سطح
    11
    Points: 576, Level: 11
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    84

    تشکرشده 76 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام.الان دوسه روزه که گوشی دستمه وقراره آخرهفته بهش پس بدم.من اصلا بهش اعتنا نمیکنم ومدام از اینکه بهش حسی ندارم حرف میزنم.توجواب دوستت دارم گفتن هاشم حرفی نمیزنم.میخوام ازم بدش بیادبخاطر همین از علاقم به خواستگارجدیدم بهش میگم واینکه چقدربیشتر از اون دوستش دارم.فقط سکوت میکنه و وقتی دیگه طاقتش تموم میشه میگه خوردم نکن ومن همه تلاشم و واسه راضی کردن بابات میکنم و... .مدام هم بعدحرفام میگه سر درد دارم و... .حس میکنم واقعا حسی بهش ندارم جزعذاب وجدان.میشه1نظربدید بگیدمن کارم خوبه یا بد؟به نظرتون راهیکه برای جدایی انتخاب کردم درسته؟حس میکنه تحقیرش کردم ودارم عقده ی این چندسال وکه برای بهم رسیدنمون تلاشی نکردوتلافی میکنم.چکارکنم تواین 1هفته ازم دورشه وراضی به جدایی شه؟چکارکنم که بدون نفرت ازم جداشه؟؟پریشب پدرش زنگ زدخونمون وباپدرم صحبت کردو اجازه خواست بیان خواستگاری ولی پدرم قبول نکرد وبا اصرارای پدرش قرار شدبیرون ازخونه اون پسر وپدرش روببینه وحرفاشون وبشنوه.پدرم میگه ماعجله ای برای ازدواجت نداریم ومن دوست دارم درست تموم شه وشاغل باشی وباافتخاروسربلندی ازخونه پدرت بری وبدونم هرکاریکه ازدستم برمیومدوبرات انجام دادم ولی اگه حس میکنی نیازبه ازدواج داری اون پسر وبزارکنارتامن درباره اون یکی خواستگارت تحقیق کنم وبشناسیش.گفت من نمیگم باکی ازدواج کن ولی میگم باکی ازدواج نکن.پدرم خیلی منطقی حرف میزنه.اکثردوستاش هم مجردن وپسرای فامیل خیلی باهاش راحتن وحرفای خصوصیشون وبهش میگن ومشاوره ازدواج میگیرن ولی من واقعا ازش دور شدم.راستش پدرم به این نتیجه رسیدکه من نمیتونم باهاش حرف بزنم بخاطرهمین بیشترحرفاش وروکاغذمینویسه ومیده داداشم برام میاره ومنم جوابش ومینویسم.حس میکنم رابطمون بهترشده.پدرم گفت1دلیل ادامه ی این رابطه توییکه بهش محبت میکنی وازطرف تودلخوش شده.حالامن بایدبه این دلخوشی پایان بدم ولی فکرمیکنم کارم بیشترشبیه دل شکستنه تاقطع رابطه.لطفابگیدمن چطوری باهاش صحبت کنم؟؟
    ویرایش توسط nasr : دوشنبه 01 اردیبهشت 93 در ساعت 08:06


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دوستی با چند پسر! همزمان
    توسط سپیده دم در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: چهارشنبه 24 اسفند 90, 04:50
  2. من شک کرده ام (مخالفت خانواده پسر بعد از 5 سال دوستی)
    توسط bahar_t در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 41
    آخرين نوشته: چهارشنبه 28 دی 90, 00:20
  3. ارتباط و دوستی دختر و پسر از دیدگاه اسلام
    توسط imans در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 24 دی 89, 03:26
  4. دوستی های دختر و پسر بی پایه و اساس و عشق های الکی !
    توسط keyvan در انجمن ارتباط دختر و پسر(عشق)
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 08 دی 88, 00:25
  5. +پسر16 ساله و ابراز احساس علاقه و دوستی
    توسط amanjr در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 17 مهر 87, 12:10

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.