سلام خدمت دوستان عزیز
من مدتیه که به شدت به یکی از همکلاسیهام علاقه مند شدم
من قبلا خیلی نظرم رو دخترا عوض میشد ، ولی مدتیه که فقط ذهنم روی این خانوم هستش
و اینکه از داشتن رابطه کوتاه مدت و پنهانی خسته شدم و میخوام برم جلو و با این خانوم صبحت کنم ...
البته یکبار تو ف-ی-س بوک ایشون رو به لیست دوستانم اضافه کردم ، ولی قبول نکردند، البته تمام لیست دوستانشون دختر بود :)
خلاصه هر چیزی که من میخوام رو در این خانوم میبینم ولی میترسم برم باهاشون صحبت کنم و منو ناامید کنن و اگه نرم صحبت کنم فکر و خیال منو ول نمیکنه
اینم بگم ایشون 2 سال از من بزرگتر هستند و تا الان هیچ صحبتی با هم نکردیم ولی رابطه چشمی برقرار بوده همیشه و ....
من 21 سالمه ، آخرای لیسانس هستم ،سربازی معاف
و اینکه من 50% اوقات تو خونه تنها زندگی میکنم به خاطر اینکه پدرم سالهای پیش فوت شدند و برادر و خواهرهام رفتن سر زندگی خودشون و من و مادرم با هم زندگی میکنیم ولی مادرم بیشتر روزها رو پیش مادربزرگم در شهرستان زندگی میکنند و ازشون پرستاری میکنن
با اینکه کار ندارم ولی خونه و ماشین و ... دارم
حالا با این شرایط ، به نظرتون اگه الان اقدام کنم واسه ازدواج زندگیم سخت تر میشه ؟
یا اینکه زندگیم از یکنواختی و ... بیرون میاد
مرسی که وقت گذاشتین و خوندین :)








علاقه مندی ها (Bookmarks)