سلام مهربونا .... دختر بیخیال این راه هارو من رفتم اما بی نتیجه بود و واسه همینه که کلافه ام من به شوهرم گفتم من باهاش حرف میزنم و همجنس خودشم بیشتر درکش میکنم یه مدتی هم شد من با جاریم حرف میزدم و سعی میکردم هر روز باهاش حرف بزنم و سبکش کنم مشکل من اینجاست که شوهرم مثل برادر مرحومشه و جاریم میگفت به خاطر اینه که جذبش شدم من از اول که پی به رابطه بردم که گفتن درد و دل رفتم با جاریم حرف زدم و گفتم این کار درستی نیست و خواهرانه ازش خواستم تمومش کنه گفتم من باردارم دارم زجر میکشم همش گریه میکنم تو خودت زنی درک میکنی اونم گفت درد ودل بوده گفتم پس بیا با من درد و دل کن که متاسفانه اون یه مرد میخواست بی فایده بود چون اون عاشق شده به خواهر شوهرم گفته نمیتونم ازش جدا شم، حتی یه برادر شوهرم دیگه ام ازش خواستگاری کرده اما نپذیرفته ... بعدش دیدم این روشم جواب نداد رفتم با شوهرم صادقانه حرف زدم گفتم باشه اگه تو میگی درد و دله من حرفی ندارم من میخوام بهت اعتماد کنم پس هیچی رو مخفی نکن حتی یه اس ام اس یا وقتی زنگ زد پاک نکن اونم گفت باشه اما میدیدم که پاک میکنه از روی شارژ گوشیش و آمار اس ام اس هاش دوباره باهاش حرف زدم و گفتم من ناراحت نمیشم اگه پنهون کنی ناراحت میشم دیدم دیگه پاک نمیکنه فقط برای یه مدت بود بعد گفت دیگه رابطمون ککم شده خیلی کم زنگ میزنه دروغ میگفت چون یه دفعه گوشی جاریمو نگاه کردم دیدم که زنگ زده چند دفعه.... خیلی خسته ام








علاقه مندی ها (Bookmarks)