به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 99

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 مرداد 00 [ 08:55]
    تاریخ عضویت
    1392-5-14
    نوشته ها
    202
    امتیاز
    10,223
    سطح
    67
    Points: 10,223, Level: 67
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 227
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 260 در 112 پست

    Rep Power
    37
    Array
    سلام به همه.
    این روزا حالم زیاد خوب نیست.دوباره از هم دور شدیم. شاید اون منتظر منه که اعلام آمادگی کنم ولی خودش دوری می کنه. صحبتی بینمون نیست. شبیه زن و شوهرا نیستیم. وضعیتم بیشتر شبیه خانوم الهه آذره. تا من سکوت می کنم همه چی خوبه. شبیه دوتا همخونه ایم. البته اینم بگم قبلا اگر قرار بود واسه خونه چیزی بخره یا برنامه خاصی داشت به تنها کسی که نمی گفت من بودم ولی الان از این نظر بهتره.
    خودم هم نمیدونم چی میخوام. فقط میدونم بازم آروم نیستم. شاداب نیستم. حوصله ندارم. همش این روزا داد و بیداد می کنه چه تنها باشیم چه با کسی، و من سکوت می کنم. اون آروم میشه و میره بیرون و من میمونم و یه دنیا عصبانیت و دخترم. منفجر میشم. تحملم خیلی خیلی کم شده. تفریح جدید پیدا کرده. انگار بازم کسی دیگه رو داره. مثلا میخواد درس بخونه. جزوه جلوشه ولی نگاش جای دیگه است و خنده رو لبهاش. مثل قبل واسم مهم نیست.
    منم عصرها خونه نمیمونم ، خونه خواهر، خونه مادرشوهر، خونه پدر و ... . شبا 11 به بعد میاد. سریع میره توی رختخواب. صحبتی نیست. صبح هم که 7 باید بره سرکار.
    قدرشناس نیست. از بیرون که میاد، اگر من جایی رو تغییر دادم اولین چیزی که میگه ایراده. تشکر که بلد نیست. چرا اینجا رو اینجوری کردی؟ چقدر اینجا رنگ ریختی، چرا اینکارو نکردی، مواردش زیاده.
    همش فکرای قبل میاد تو سرم. اگر همون روزای اول که فهمیده بودم جدا می شدم راحت تر بودم هم دخترم کوچیک بود و وابستگی نداشت هم دلیل محکمی داشتم ولی موندم. می خواستم بجنگم که زندگی مو بدست بیارم ولی خودمو باختم. دخترم الان به هردوتامون وابسته است. خیلی وقته میخواستم بیام بنویسم ولی اصلا حوصلم نمیشد. هر روز توی سایتم. به سایت هم اعتیاد پیدا کردم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید دلسا تشکرکرده است .

    veis (پنجشنبه 05 تیر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. از فردی که برای ازدواج در ارتباطیم دوروزه بيخبرم و دلواپس چه باید بکنم ؟
    توسط Goldennight در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: دوشنبه 10 فروردین 94, 01:08
  2. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 اردیبهشت 93, 09:49
  3. تغییر نظر خواستگاران پس از اطلاع از مشکلم
    توسط saba24 در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: شنبه 20 اسفند 90, 18:10
  4. آیا تنها راه نجات زندگی ام تغییر خودم است؟ این تغییر یعنی چی؟
    توسط خاموش در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: چهارشنبه 24 فروردین 90, 12:55
  5. معرفی ودانلودكتب روانشناسی کاربردی درحوزه تغییرات فردی،خودشناسی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن معرفی کتب روانشناسی
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: دوشنبه 06 دی 89, 14:43

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.