به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 26

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 تیر 93 [ 08:58]
    تاریخ عضویت
    1391-1-29
    نوشته ها
    12
    امتیاز
    1,732
    سطح
    24
    Points: 1,732, Level: 24
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    6

    تشکرشده 22 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    با ازدواج خواهر 8 سال کوچکتر از خودم چجوری کنار بیام(من مجردم)

    با سلام دوستای مهربون من چندین سال که خوندن این سایت شده یکی از کارای روزمره ام . شاید قسمتم نبود ازدواج کنم و الان که 32 سالمه هنوز مجردم دلیل مجرد بودنم هم تا حالا پیدا نکردم چون خدارو شکر هیچ ایرادی ندارم و پاک زندگی کردم الان مسئله ای که مثل کابوس شده برام اینه که خواهرم داره ازدواج میکنه سنگ صبورم کسی که همیشه کنارم بود جوری بودیم که همه فکر می کردن ما دو قلویم..مهربونترین خواهر دنیاست برام منم تا توانم بود براش کم نذاشتن به خدا خوشبختی شو می خوام . می خوام اون مثل من نشه اون یه همسر خوب داشته باشه و زندگی خوب ولی نگاه مردم برا من تحقیرای مردم آتیشم می زنه من چه جوری تو عقدش پیش همه فامیلا و از اون نگاههای تحقیر آمیز فرار کنم همه فکر می کنن ایرادی داشتم که ازدواج نکردم و پیش خودشون هزار جور حرف در میارن ولی خدا می دونه که قسمتم نشده. منی که همیشه هر جا می خواستم برم با خواهرم می رفتم شبا تا نصف شب با هم درد دل می کردیم با ازدواجش تنهای تنها میشم دیگه اون یه زندگی جدید برا خودش باز میکنه با درگیریهای جدید. احساس می کنم همه دلشون برام میسوزه الان محبتا از طرف مامان بابام چند برابر شده تا نزارن من ناراحت شم ولی این کارشون یعنی تحقیر من. نمی دونم چی کار کنم نمی خوام مراسم خواهرم شرکت کنم نمی خوام اون نگاه مردم و ببینم. چرا خدا فرق گذاشته بین بنده هاش من خیلی تو زندگیم تاوان دادم ولی دیگه تحمل ندارم چی میشد منم متاهل بودم و تو مراسم خواهرم که بهترین عزیزامه شادی می کردم ولی الان شرایطم جوریه که همه شاید دلشون برام بسوزه ... خیلی کم اوردم تو زندگیم از یه طرف فشار کاریم از یه طرف مجرد موندنم تا این سن.

  2. 5 کاربر از پست مفید Bita5 تشکرکرده اند .

    fariba s (یکشنبه 08 تیر 93), reihane_b (دوشنبه 09 تیر 93), فرشته اردیبهشت (شنبه 07 تیر 93), veis (شنبه 07 تیر 93), شیدا. (شنبه 07 تیر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:44 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.