موضوع ایمیل و ارتباط مجازی نیست . موضوع اصلی چیز دیگری است.
این دو نفر در اعتقادات خود راجع به شیوه ارتباط با جنس مخالف خود تفاوت هایی دارند که حائز اهمیت است. مساله ارتباط با مردان دیگر نه فقط برای مردان مذهبی که کلا برای هر مردی که ازدواج می کند مهم است حتی اگر مرد کافر باشد ارتباط همسرش با مردان دیگر برایش اهمیت دارد. پس ترجیح می دهم بحث مذهب را کنار بگذارم و از این دید نگاه کنم که شما و ایشان صرفنظر از اعتقاد مذهبی چه اعتقادی راجع به ارتباط همسرتان با غیر همجنس دارید. این مساله ربطی به مذهب ندارد و در تمام رابطه های زن و شوهری موضوع مهمی است.
آقای محترم شما اعتقاد دارید که همسرتان باید با برادران واقعی خودش رابطه خواهر و برادری داشته باشد. چون مردان دیگر به غیر از پدر و برادر و دیگرانی که جزو محارم شمرده می شوند ، در مواجه با یک خانم جوان و زیبا احساسات کشش و تمایل جنسی دارند و در واقع مثل یک برادر به زن نگاه نمی کنند چون طبیعت مردان اینگونه نیست . طبیعت مردان این گونه است که وقتی با زنی ارتباط نزدیک و صمیمی برقرار می کنند از نظر احساسی و جنسی برانگیخته خواهند شد و مثل برادر نیستند. حالا می خواهد در محیط مجازی باشد یا واقعی. خیلی ها از محیط مجازی شروع می کنند و به دنیای واقعی وارد می شوند یا حداقل نسبت به همسرشان سرد خواهند شد. شما معتقد هستید که حتی خود زن هم نمی تواند مثل یک خواهر با مرد غریبه ای رفتار کند و او هم کشش خواهد داشت.
اما دخترخانم درست برعکس شما فکر و رفتار می کند. همه این چیزها که گفتم در نظر دخترخانم برعکس است.
خوب حالا کاری که شما می کنید این است : صادقانه با دخترخانم صبحت کنید. نه آن طوری که یک خواستگار صحبت می کند. حرف را از جایی شروع کنید و به اینجا بکشانید. یعنی مستقیما به دخترخانم نگویید که باید راجع به موضوع محرم و نامحرم صحبت کنیم. بلکه در شرایط آرام و در جای آرام از جایی دیگر بحث را شروع کنید و به اینجا وارد شوید. بگذارید دخترخانم نظرش را راحت بگوید و حرفی نزنید. سعی کنید او را تشویق به صحبت کنید و خودتان گوش کنید. به احتمال زیاد دختر خانم راحت نظر واقعی اش را خواهد گفت .
در موارد قبلی به خاطر شما نه به خاطر اعتقاد خودش با آن آقا قطع رابطه کرد. چون شما او را توبیخ کردید که البته نباید می کردید. شما مثل همسر رسمی با او صحبت کردید و به او امر کردید یا فشار آوردید . در حالی که هنوز اصلا معلوم نیست که شما و ایشان ازدواج خواهید کرد یا خیر. این کار اشتباه بوده است. شما در مرحله شناخت هستید و حتی هنوز خواستگار رسمی هم نیستید. این کارها و رفتارها باعث تحریف شناختی می شود. البته عیب از دخترخانم هم بوده است که مثل همسر از شما حرف شنوی داشته است و عقیده اصلی اش را به خاطر شما نگفته است. احتمالا به خاطر کم بودن سنش است و اینکه دخترها در این سن وقتی حرف خواستگاری می شود کمی هول می شوند و احساسی عمل می کنند. به هر حال شما می گویید هنوز قصد قطعی برای ازدواج ندارید اما رفتارتان مثل یک نامزد بوده است که قطعا ازدواج می کند. پس شما از این به بعد نقش پلیس و همسر رسمی را کنار بگذارید و در نقش یک خواستگار که قصد آشنایی دارد و نظرش قطعی نیست وارد شوید. بحث های آزاد و راحت و غیر مستقیم داشته باشید و بعد با خودتان فکر کنید که آیا این افکار و اعتقادات را می پسندید و می توانید به خاطر نکات مثبت دیگر از آنها چشم پوشی کنید و بپذیرید یا نه ؟ این پاراگراف آخر که را قرمز کردم چون اصل حرفم همین است و بسیار مهم است.








علاقه مندی ها (Bookmarks)