نه هنوز ازدواج نکرده.اون هم درسش زیاد بوده توی این یک سال و وقت این کارو نداشته و میدونم که نکرده.اگر ازدواج میکرد که شرایطم عوض میشد.اصلا معلوم نیست تا حالا این دختر خانوم ازدواج کردن یا نه!
ممکنه حتی در حال حاضر که شما اینجا تاپیک زدین که چطور فراموششون کنین ، ایشون در حال آشنایی با یکی دیگه باشن.
شاید حتی فراموششتون کرده باشن.
دلیل مخالفتشون رو گفتم در پست های قبل. واقعا اگر کسی براش راه حلی داره بگه که منو نجات بده که یه عمر دعاش میکنماول ببنین دلیل خانوادتون چیه؟
دقیقا یکی از بزرگترین مشکلات منم همین چند جمله ی شماست.(جدای از مشکل خانواده)اصلا شاید اون بنده خدا تا حالا فکر کرده باشه شما به هدف ازدواج نمیخواستینش ، و هدفتون چیز دیگه ای بوده و مخالفت خانواده هم بهانه بوده.
همین جا من تاپیک هایی خوندم که دختر خانوم تاپیک زدن که آقا پسری به قصد ازدواج ابراز علاقه کردن بعدش بخاطر مخالفت خانواده که باید از اول در نظر میگرفتن که حالا بنا بدلایلی اینکارو نکردن، دختر خانوم رها کردن ، بعد برخی کاربران بهشون میگفتن اگه پسری دختری و بخواد تمام تلاششو میکنه و به این راحتی رها نمیکنه، یا اینکه این قضیه محالفت خانواده بهانه اسو.... دختر هم این ها رو باور میکرد و سعی میکرد فراموش کنه و فکر میکرد شاید پس همه اینها یک بازی بوده فقط برای وقت گذرونی و هدف ازدواج بهانه بوده.
اگر اون همچین فکری بکنه چی؟اون تنها دختری بود که من در طول دوران زندگیم حتی بیش از چند ساعت حرف زدم.البته من هم برای اون اینطور بودم. و اینکه اون همچین فکری درمورد من بکنه خیلی اذیتم میکنه.
توی تاپیک اولم گفتم که بعد یکسال دارم بیشتر از قبل بهش علاقمند میشم.چون دارم خوبیاشو میبینم.قبلا که میدیدمش شاید بیشتر احساسی بوده و زیاد به معیارامو ... توجه نداشتم. اما الان که دیگه خیلی وقته ندیدمش و رفتار ها و حرف ها و برخورد هایی که ازش دیدم توی محیط ها و شرایط مختلف داره یادم میاد باعث میشه بهتر بفهمم که کی بود.
درسته که دختر خوب زیاده.اما اون یک فرشتس. یه راهی که جدیدا پیدا کردم اینه که به این یقین برسم که من براش کمم که خدا نمیخواد این شرایط جور بشه.هیچ چیز که بی حکمت نیست. اینم حتما از اون حکمت هاست.
این صحبت شما در شرایطی که یک شناخت ظاهری و سطحی باشه درسته.اصلا شما از کجا میدونین شناختتون در مورد اون خانوم کامل و درسته؟ فقط در غالب یک همکلاسی دیدینشون و به شناخت رسیدین؟از تجربه خودم و تاپیک هایی که اینجا خوندم واز اطرافیان شنیدم ؛ متوجه شدم که در غالب یک همکلاسی نمیشه همسر آینده رو انتخاب کرد و به اون شناخت لازم برای ازدواج رسید.
ازدواج که به این راحتیا نیست، اصلا تو این دوره زمونه کسی و نمیشه راحت شناخت.
به شخصه به خودم ثابت شده که یک همکلاس خوب یا یک همکار خوب لزوما نمیتونه یک همسر خوب هم باشه.
چون محیط های شناخت و وظایف و نقش ها خیلی باهم متفاوته ! همکلاس خوب فقط فقط یک همکلاس خوبه! شاید بتونه یک همسر خوب هم باشه اما این شاید تا حتما خیلی فاصله داره!
اما من بعد 3 سال مشاهده و یک سال فکر و بررسی و مقایسه به این نتیجه رسیدم که فرشتس. حداقل با این دید که شاید خوب نبوده نمیتونم خودمو راضی کنم. رشته ای که من دارم طوریه که باید بتونم سریع آدما رو بشناسم و بفهمم وجودشون چیه. دیگه اون که بعد از این همه سال شناختش اصلا کاری نداره.
ممنون از نظر مفیدتون.








علاقه مندی ها (Bookmarks)