دوست من اینکه شما شیرینی خورده ی هم باشید یا عقد باشید یا رفته باشید سر خونه زندگی تون، چیزی رو تو درست یا غلط بودن ازدوجتون تغییر نمی ده.
اگه یه رابطه غلط باشه، تو هر سطحی باشه غلطه. فقط تو نوع های مختلف یک رابطه، نحوه ی برخورد و راه حل ها متفاوت میشه.
حتی توی یک خانواده هم ممکنه دو تا برادر یا یک برادر و خواهر با هم اختلاف های اخلاقی و سلیقه و عقیدتی زیادی داشته باشن و نتونن هم دیگه رو تحمل کنن.
پس اینکه از یک شهر و یک فرهنگ باشین، شاید یک مزیت باشه اما نمی تونه یه رابطه رو توجیح کنه و بهش برچسب درست بودن بزنه.
هر پسری که واسه اولین بار عاشق میشه همین حس شمارو داره.
یعنی میگه اگه رابطم با فلانی تموم شه دیگه با کسی ازدواج نمی کنم.
من خودم 19 سالم بود همین حس رو داشتم تا اینکه رابطه تموم شد و 3 4 سال گذشت و الان می گم خودمونیم اون موقع چه بچه بودم و چقدر احساسی فکر می کردم.
الان چقدر حقایق رو بهتر می بینم و چقدر بهتر می تونم رابطه ام رو مدیریت کنم.
با وجودی که می گی عاشقشی اما بهش حس مالکیت داری.می گی مال منه.ارزششو در حد یه مسواک میاری پایین.
شما قرار نیست مال هم بشین شما قراره شریک هم بشین.اینها خیلی فرق دارن دوست من. فکر نکن چون قراره زنت بشه پس قدرت تصمیم گیری و حق انتخاب نداره.
یا شما باید با همینی که هست کنار بیای و یا باید بیخیالش بشی.
ولی حتی اگه عقد هم بودین واجب بود با هم حتی واسه یه سری آموزش های مرتبط به زندگی مشترک مشاوره برین.
پس مشاوره رفتن رو فراموش نکن و فکر نکن حتما باید مشکلی باشه که بری مشاوره.
باور کن اون حسی که از لبخندش تو وجودت ایجاد میشه رو منم یه روز تجربه کردم.
همون حسی که گاهی آدم با خودش میگه اگه طرفم جونش در خطر بود من نقداً جونمو میدم تا اون راحت زندگی شو کنه.
اما اینو بدون اینها همه احساساییه که تو اون سن به خاطر عدم تجربه و به خاطر فعالیت های یه سری هورمون تو وجودت شکل میگیره.
به این احساسات تکیه نکن.
در اولین فرصت برو مشاوره.








علاقه مندی ها (Bookmarks)