سلام
مادر شدنت رو تبریک میگم
چرا تصمیم به این بزرگی رو تنهایی گرفتی
بهتر بود چند هفته قبل تاپیک میزدی میپرسیدی چطور جرات مندانه خواسته ام رو با همسرم در میون بذارم که بچه میخام.
عجب همسرتو دور زدی
اما جدا استرستو کنترل کن برای بچه خوب نیست
بهر حال اشتباهی کردی ولی میتونی به خوبی بگذرونیش
رضا درست میگه باید سریعتر بهش بگی که بارداری
مثلا ازش بخاه برین بیرون یجایی که خاطره دارین احساساتیش کن حرفای عشقولانه بزنین بعد بگو میخام یچیزی بگم ولی سعی کن خوشحالیتو کنترل کنی (یعنی یه پیش فرض مثبت ایجاد کن)اگه بگم بال در میاری
در حین گفتن این سعی کن استرس نداشته باشی و این رو هم نذار بفهمه که از واکنشش میترسی و نگرانی (چون اون رو مجبور به دعوا میکنی)
بگو بچمون بیشتر از ما عجله داشته بیاد حالا اولش همه چی رو نگو که عمدا قرص نخوردی
ممکنه ناراحت هم بشه اون موقه هم با مهارت های زنانه ات خنثی کن بگو میدونم خوب مراقبت نکردم ولی دوس دارم مادر بشم و میدونم که تو کمکم میکنی
ته تهش اینه عصبانی بشه ولی اخرش قبول میکنه و یادش میره که بچه نمیخاسته(البته واکنشش بستگی به شخصیتش داره و این شمایی که بهتر میتونی پیش بینی کنی و بدونی چطور باید بگی)
یه زن کاربلد هر کاری میتونه بکنه.
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را
علاقه مندی ها (Bookmarks)