نه شما نمیدونی ماجرا چیه.این دختره مراقب بود بعد امدبالای سر من که کارت ها روچک کنه بعد رفت به بهزادی گفت اونم اومد برگه رو ازم گرفت.اگر نیاز نبود که من نمی امدم جای دوستم امتحان بدمصرفا بخاطر اینکه نمیخاستید اون دخترو ببینید میخاستید با ماشین یک انسان رو زیر بگیرید؟بعدشم من که اونو نکشتم فقط فکرش اومد توی ذهنم.من که نمیتونم فکرمو عوض کنم.اره من خیلی ازش بدم میاد و حتی همین الانم که اینو دارم مینویسم دلم میخواد پوستشو بکنم بعدم بندازمش توی چرخ گوشتی
اما من که این کارو نمیکنم!!! اما وقتی ببینمش عصبی میشم نمیتونم خودمو کنترل کنم
چرا واضح و صادقانه حرف نمیزنید؟متوجه چیز های دیگه شدمنمیخوام ببینمش دست خودم نیس که عصبی میشم.







بعدشم من که اونو نکشتم فقط فکرش اومد توی ذهنم.من که نمیتونم فکرمو عوض کنم.اره من خیلی ازش بدم میاد و حتی همین الانم که اینو دارم مینویسم دلم میخواد پوستشو بکنم بعدم بندازمش توی چرخ گوشتی
اما من که این کارو نمیکنم!!! اما وقتی ببینمش عصبی میشم نمیتونم خودمو کنترل کنم
نمیخوام ببینمش دست خودم نیس که عصبی میشم.

علاقه مندی ها (Bookmarks)