سلام
نکته اول :شما درجه اهمیت معیارهاتون رو مشخص نکردید مثلا هر کدوم از معیارهاتون چند درصد در انتخاب همسر نقش دارند
شما نمیتونید همسری پیدا کنید که تمام این معیار ها رو (همزمان)داشته باشه مثلا یه نفر هر 13 تا رو داره اما قصد اشتغال داره یا یکی دیگه قصد ادامه تحصیل داره یکی دیگه مدرک مهندسی داره و الی آخر ....
پس باید معیار هاتون رو درجه بندی کنید
نکته دوم : باید دلیلی که بر پایه اون معیارتون رو انتخاب کردید رو ذکر کنید (دلایل و باور های ذهنی که منجر به انتخاب معیار شدند مهمند نه لزوما خود معیار هاتون)
>>>>>>>>>>>>>>><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
اما از اینکه معیار زیبایی جز ومعیار های اصلیتونه و شماره یک ذکرش کردید اصلا و ابدا هیچ ایرادی نمیبینم
اگر کسی با کنکاش ذهنی به این نتیجه رسیده که این معیار براش در اولویته و در سن بلوغ و نوجوانی نیست ، پس یعنی این معیار رو نباید نادیده بگیره
نتیجه نادیده گرفتن این میشه که میبینید مرد بعد از چند ماه نسبت به همسرش سرد میشه و یا باید نیازشو سرکوب کنه (که اینطوری فردی که بیشترین لطمه رو میبینه همسرشه) یا به سمت فیلم یا خودار.ضایی یا روابط غیر اخلاقی رو میاره
یا بخاطر عشق به همسرش مجبوره رابطه یکطرفه بدون لذت برای همسرش محیا کنه که همسرش متوجه میشه و در تمامی حالات همسر اون فرد بیشتر از خود فرد لطمه میبینه
مخصوصا اگر همسرش طبع گرمی هم داشته باشه که فاجعه میشه چون به ازدواج زندگی مشترک میگند نه دو زندگی جدا و هر لطمه ای باشه برای دوطرف است
کاملا قبول دارم که زن و مرد برای همدیگه بعد از مدتی عادی میشند و بهتره دنبال همسر خیلی خیلی زیبا نرید اما این مسئله دلیل نمیشه از اونور بام بی افتید
همسرتون باید به دلتون بشینه و زیبایی و اندام همسر شما باید طوری باشه که شما به برقراری رابطه تشویق بشید وبا دیدن همسرتون تحریک بشید
خود من که معیار زیبایی معیار شماره یک منه و هر وقت با هر فردی این مسئله رو مطرح کردم در ذهن این افراد اینطور تداعی شد که من دنبال یک مانکن و یا بازیگر هستم اما وقتی دختری رو بهشون معرفی کردم که معیار زیبایی مد نظر من رو داشت همگی تعجب میکردند که چطور من از کلمه زیبا برای اون دختر استفاده میکنم
پس این معیار برای هر فرد تعریف خاص خودشو داره
به نظر من معیار های ایشون جای فکر داره اما با وارد کردن حسی مثل عذاب وجدان یا سرزنش ایشون رو نباید منصرف کنیم
شخصی که قراره ازدواج کنه ایشون هستند و ما نمیتونیم به خودمون نگاه کنیم و براساس تمایلات خودمون معیارهای ایشون رو تصحیح کنیم
ایشون یک انسان بالغ 33 ساله هستند و کاملا به نیازهای خودشون آگاه هستند
فقط باید ایشون رو در راه رسیدن به همسری که باب میلشه (نه باب میلمونه) همراهی کنیم
مثلا تعابیری مثل گواهی پزشک و روانپزشک و پزشکی قانونی و ... چندان مناسب نیست
و همه معیارهای ایشون همزمان قابل اجرا نیست (دختری که طبع گرمی داشته باشه ، زیبا باشه ، اعتقادات مذهبی نداشته باشه و در کنار اون مسئله بکارت و عدم رابطه قبلی هم مهم باشه ؟)
پس بهتره معیار هایی که خیلی مهم نیستند رو خودشون کمرنگ تر و تعدیل کنند و کمی کوتاه بیان ، هرچند معیار خیلی برجسته ای که مانع ازدواجشون بشه ندارن
خود من شاید نزدیک به 50 معیار دارم که میتونم لیست کنم
اما چون در چند سطح درجه بندی کردم در سطح اول چند معیار دارم که خطوط قرمز محسوب میشند و بواسطه اونها جلو میرم
بعد در جریان خواستگاری معیار های درجه دو رو مورد برسی قرار میدم
و در جریان آشنایی معیار های درجه سه رو بررسی میکنم (همزمان با دو سطح قبلی)
(این شیوه فقط برای خود منه و نمیخوام کسیو تشویق به استفاده کنم فقط خواستم بگم میشه کلی معیار داشت و همسر دلخواه رو هم انتخاب کرد اگر بتونیم اولویت ها مون رو مشخص کنیم و بیشتر به اونها بها بدیم)
من فقط نظر شخصی خودمو دارم چون از ما خواستید معیارهاتون رو محک بزنیم








علاقه مندی ها (Bookmarks)