سلام.
ممنون که برگشتی نتیجه تاپیکت و موضوع را گفتی.
27 سال سنی نیست که اینقدر نگران باشی. فقط باید مواظب باشی و هشیارتر عمل کنی.
رابطه های نامناسب می تونه خیلی برات خطرناک باشه. از نظر روحی شکننده تر از قبل هستی و از نظر عاطفی و سنی هم ممکن هست احساس نیاز بیشتری به یک رابطه داشته باشی. برای همین باید بیشتر مواظب باشی که این نیازها و شرایطت را درست مدیریت کنی. خودت را با دیگران مقایسه نکن. هر کس مشکلات و شرایط خودش را داره. دوستت که عشق سابقش فوت کرده و سالها رنج کشیده و ... براش خوشحال باش که بالاخره تونست به زندگی واقعی و شادی برگرده. اون هم به سهم خودش خیلی اذیت شده.
خودت را سرزنش نکن. پدرت را هم. تا جایی که می دونسته و می تونسته انجام داده. می بینی که برای طلاق، وقتی به آگاهی رسید مخالفتی نکرد.
دیدن ناراحتی و مشکلات بچه ها برای پدر و مادر خیلی سخته. مخصوصا طلاق دختر خیلی براشون سخت و سنگینه. همونقدر که شما الان غصه می خوری، اگر پدرت بیشتر غصه نخوره، کمتر نیست.
دنبال مقصر نگرد. سعی کن در فضاهایی قرار بگیری که شاد باشی. برای مسافرت با همکارها از طرف اداره، اگر دولتی بود و از محیطش مطمئنی کاش پدرت را راضی می کردی. یه مقدار بیشتر در جمع قرار بگیر و به خودت کمک کن.
خانواده ات تو را رها نکردند. شاید اونها هم مثل تو ناراحتند و توی دلشون می ریزند و نیاز دارند یکی دلداریشون بده. شاد باش و ازشون دوری نکن تا خیالشون راحت بشه که حالت خوبه. ازدواج برادرت فرصت مناسبی هست که بتونی از این افکار فاصله بگیری و زودتر به سلی قبل از این ماجرا برگردی.
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
ویرایش توسط شیدا. : شنبه 15 شهریور 93 در ساعت 22:05
علاقه مندی ها (Bookmarks)