رزا جان .واحد عزیز .اقا یا خانم زندگی موفق واقای خاله قیزی ممنون از توجه ووقتی که گذاشتین.من خودم میدونم ایراد هایی دارم ولی بیشتر خصلتهای من ذاتی هستن و همسرم هم تمام این اخلاق ها رو میدونستند . اقای خاله قیزی عزیز من خیلی به طلاق فکر میکنم همش هم به این خاطر هستش که احساس میکنم روابطم با همسرم درست نمیشه شایدم دنبال یه راه فرار میگردم. شوهرم با اینکه ۴۱ساله هستند ولی خیلی گرم هستند ومن اصلا دنبال رابطه زیاد نیستم فقط میخوام یه خرده ارتباطمون عاطفی تر باشم و بعد از رابطه فکر نکنم استفاده ابزاری شده ازم. من اصلا مشکلی با رابطه جنسی ندارم هر کاری هم بگه براش میکنم بشرطی که خوشحال باشم ولی اگه ناراحتم کنه ناخود اگاه نمیخوام باهاش خوب باشم . منظورم از اینکه در دوران پ ر ی و د طرفم نمیاد رابطه تو اون دوران نیست بلکه ابراز محبت کردن هستش که من فکر نکنم فقط جسمم براش مهم هست مخصوصا که من تو این دوران بشدت عصبی وزود رنج وحساس میشم همش دلم میخواد گریه کنم . خودش هم این موضوع رو میدونه ولی نمیدونم بخاطر اینکه لج منو در بیاره مراعات حالم رو نمیکنه یا فراموشش میشه. چوندخانم های دیگه شوهراشون ممکنه کتکشون بزنند یا کارای دیگه ما باید از زندگیمون راضی باشیم و شکر کنیم یعنی من حق ندارم از شوهرم بخوام تناسب اندام داشته باشه در حالیکه من همیشه مراقب اندامم هستم . شوهرم ادم بدی نیست همه میگن منم میدونم ولی اون انتظاری که من از یه مرد دارم اونم نیست. اگه الان یه اقایی بیاد از اندام زنش گله کنه حتما همه حق رو میدن به اون افا ومیگن زن باید به خودش برسه و شوهرش رو راضی کنه ولی وقتی یه خانم این شکایت رو داره میگید بعد ۴۰سال چه اهمیتی داره که یه اقا چاق باشه یا لاغر. منم وصتی از دست همسرم ناراحتم اخم میکنم ولی به قول واحد عزیز مهارت ارتباطی ندارم و بهمین دلیله که اخم میکنم شاید اگه مستونستم حرف بزنم واز مشاجره ترس نداشتم بهتر میتونستم زندگی رو مدیریت کنم








علاقه مندی ها (Bookmarks)