از همتون ممنونم..یه دنیا ممنونم که نظراتتونو بهم میگین.واقعا ببخشید که دیر جواب میدم.
راستش تو این روزها خیلی با خودم فکر کردم...زندگی من نیازمند یه تحول اساسیه...بقول فاطمه عزیزم انقد من به این وضع عادت کردم که مثه یه معتاد قدرت پاشدن ندارم..
در کل اگه بخوام از زندگیم بگم تا وقتی که من خوب رفتار کنم شوهرم باهام خوشرفتاره اما اگه کمی کسل و افسرده باشم یا سوال و جوابش کنم(بابت اس ام اساش)همه چی خراب میشه....
میخوام رو مدیریت رفتار خودم کار کنم...همینطور رو تقویت مهارتهای ارتباطیم و مهمتر از همه تقویت هنرهای زنونه ام..اما چیزی که از همه برام مهمتره قوی شدن و قاطعیت خودمه...
میخوام درست رفتار کنم ...چه شوهرم رفتارشو بذاره کنار چه نه..من میخوام سهم خودمو رعایت کنم.
ضمنا اینم فهمیدم که برای تاثیر گذاری رو شوهرم نباید باهاش حرف بزنم.فقط و فقط با رفتار و اعمالم..بنا بر تجریبات گذشته به محض صحبت اون جبهه میگیره..اما در برابر رفتارم خوب عکس العمل نشون میده...ناامنی روانی زیادی داره...ازینکه تنهایی داره بار زندگی رو بدوش میکشه ناراحته...چون خیلی کمالگراس دوس داره منم مثه خودش موفق باشم..رکود و درجا زدن من آزارش میده..احساس میکنم دوست داشت به زنش افتخار کنه اما نمیتونه...
میخوام رشد کنم.نه برا اینکه چیزیو به شوهرم ثابت کنم..برای اینکه لیاقت خودم خیلی بیشتر ازین زندگیه الانمه..
برام دعا کنید مثل دفعه های قبل وسط راه کم نیارم و ناامید نشم...دعا کنید انرژیم تموم نشه و امیدمو از دست ندم..
به فاطمه عزیزم..الهام.پرواز..مهسا.سما نه خاله قزی و.....................تشکر ویژه ای بدهکارم..
از همتون ممنونم![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)