سلام.
تنهای خسته دوست خوبم، من تنهایی شما رو درک میکنم، لیکن دختر خوب تنهایی مسئله ای نیست که با ازدواج حل بشه. شاید انسان با وابسته و درگیر کردن خودش بتونه خودشو به بیخیالی بزنه، لیکن تنهاییش از بین نمیره.
اینه که دختر جان، پیشنهاد مییکنم برای رهایی از تنهایی به ذات خودت متکی باش. اونی که ازدواج کرده هم هر آن ممکنه تنها بشه! اینه که آدمی باید پیش از ازدواج وجود خودش رو مستقل کنه. (البته به نظر من) آرامش نباید وابسته به حضور این و آن و البته خارجی باشه دختر خوب. چه بسا این لحظه باشه و لحظه ی بعد نباشه.
همچنین باید در نظر داشت ازدواج از سر تنهایی از ریسک بالایی برخورداره. یک اینکه شخص تحت فشار، زیاد ارفاق میکنه، و دو اینکه بعد ازدواج وابسته میشه و بدتر زندگی خودشو جهنم میکنه.
باری توصیه من به شما اینه خانومم که ابتدا روی آرامش درونی خودت کار کنی. اینکه خودت باشی، بتونی این بار سنگین محبت و عشق رو بین اطرافیانت تقسیم کنی، با جهان، با خداوند که هرگز تنهات نمیذارن رابطه ای صمیمانه داشته باشی و آرامش رو در خودت تقویت کنی. چون باز هم (به نظر من ) زدودن این تنهایی از این ره میسر هست.
و البته من اعتقادم در مورد هر دعا و خواسته ای که خداوند "نه" میاره توش بر این هست که یا وقتش نیست، یا به ضررمان هست، یا اینکه ما صلاحیت لازم رو برای امر مورد نظر نداریم. لذا غیر ممکن نیست اگر ما سعی بر خویشتن سازی و بر طرف کردن ضعف هامون داشته باشیم، صلاحیت آن دعا و خواسته رو هم به دست بیاریم.
چه اینکه گاهی باید از آرزویی گذشت تا به اون باز رسید و البته این به دلیل کسب معرفت بیشتر هست.
توکلتون بر خداوند باشه. انشاءالله موفق باشید.
تنها نفس خداست که اگر بر گل دمیده شود انسان می آفریند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)