صحراجونم سلام،
دختر خوب چقدر دیروز بهت گفتم پرخاش مالِ مرده! تو یه وسیله داری که باهاش میتونی پادشاهی کنی حداقل تو خونه ی خودت. اونم سیاست زنونه اس. (می دونم اینقدر این روزا این کلمه رو میشنوی که گیج شدی)
اولاً وقتی بحثی پیش میاد لازم نیست کنترلت رو از دست بدی. حالا همون موقع که نمی خواد ببره ماشین رو بفروشه. اونم میخواد نظر تو رو بدونه. حالا چون تو بهش راه نمیدی و از کوره درمیری یه جور عنوان میکنه که انگار تصمیمشو گرفته و داره به تو میگه. وگرنه اون فقط میخواد نظرتو بدونه. (یکم مرد شناسی هم خوب چیزیه)
خودت اینو قبول داری مردی که کار نداشته باشه هیچی نداره. منظورم مسائل مادی نیستا، منظورم معنویاته. روحیه نداره، اعتماد بنفس نداره، اعصاب نداره، حوصله ی عشق و عاشقی نداره، دل و دماغ تفریح نداره، نازتو نمیکشه و و و این وسط تو و دخترت هستید که فدا میشید.
اگه ندونی چطوری باید این دوره رو مدیریت کنی، کلاهت پَسِ معرکه است. چون همش داری قربانی میشی.
تو این جور مواقع که در مورد فروش وسایل خونه حرف میزنه، اول آرامشت رو حفظ کن. مثلاً در مورد ماشین واقعاً لازم نبود حرف رو به مادرو خواهرشوهر بکشی. اولاً چهره ی مظلوم در این جور مواقع خیلی بهت کمک میکنه.(همون لوس بازی زنونه) بعدشم راحت از طریق دخترتون میتونستی به این هدف برسی که اونی که ماشین داشته باشه تو باشی. چون بچه کوچیک داری و باید ماشین زیر پات باشه.
یه مکالمه ی فرضی از دهن "زنِ درونت" مینویسم: مثلاً شوهرت گفته من نمی تونم به 4تا ماشین برسم.
"ببین عزیزم! من می دونم نگهداری 4تا ماشین همزمان واست سخته. ولی خودت ماشالا قدرت تصمیم گیریت خیلی خوبه. خودت اگه یکم بالا و پایین کنی میبینی نی نی گناه داره، بخوام بدون ماشین با تاکسی یا اتوبوس یا پای پیاده ببرمش با خودم بیرون. الانم که هوا داره میره رو به سردی. یه موقع طفلی به خاطر نداشتن ماشین مریض میشه. بیشتر حرف من به خاطر نی نیه. وگرنه من اگه خودم تنها بودم، کِیف هم داشت، تو هوای پاییزی کُلی پیاده روی میکردم، حالشو میبردم.(با خنده)
حالا به هر حال اگه بحثت پرسیدنِ نظر منه، من مخالف این کار هستم. ولی اگه تو با یه ماشین میتونی طوری تنظیم کنی که من بی ماشین نمونم، تصمیم گیری رو میسپارم به خودت. اگه به نظرت مشکلی نداره که زن و بچت تو سرما و برف وبارون تو خیابون بمونن، خوب بفروش. اگه اینو نمیخوای پس یه فکر دیگه کن."
وقتی توپ رو تو زمین شوهر بندازی با احساست، سریع این توپ به زمین خودت برمیگرده. چون مرد خیلی تصمیمای احساسی رو نمی تونه بگیره. تو اون لحظه، تو نه مادر شوهر و خواهرشوهر رو وارد بحث کردی، بلکه خودت و نی نی رو آوردی تو ذهنش و براش پررنگ کردی.
اگر هم خودش بحث رو به مادر و خواهرش کشوند، بگو این خیلی خوبه که تو از اونا حمایت میکنی، این نشون دهنده ی حمایتگریِ مردونه اته که من خیلی دوست دارم. ولی فکر کنم اول باید هوایِ نی نی و مامانِ خوشگلشو داشته باشی، بعد اونا رو.(با خنده و چشمک و این چیزا)
عزیزم، وقتی آرامش داشته باشی، مغزت بهتر میتونه تصمیم بگیره که چطوری هم خودت رو براش پررنگ کنی، هم احساساتش رو به بازی بگیری.
اگه مثل یه مرد جلوش وایسی شکست میخوری، بی برو برگرد!
لطفاً به تحقیقاتت در مورد فنگ شویی ادامه بده، سعی کن "یین" و "یانگ"ت رو تعدیل کنی








علاقه مندی ها (Bookmarks)