داداش گل.
مشکل اینجاست که شما اگه پست های قبلی بنده رو خوب درک کرده بودی نیازی نبود چنین پستی بدی.
مسئله اینجاست که الان حالم داره از زندگی به هم می خوره.
مسئله اینجاست که اصلا مفهومه درستی تو زندگی نمی بینم و گمش کردم.
با اینکه اینو قبلا هم گفتم و با اینکه گفتم من نصیحت نمی خوام . بحث فلسفی نمی خوام. راه حل روزانه می خوام. اما شما باز وارد فلسفه می شی.
وقتی نمره ی بالا 16 افسردگی وخیم هست و نمره ی بنده 39 هست این کاملا مشخصه که مشکل من به کمک دارو قابل حل هست.
نه صحبت های تکراری و خسته کننده.
شما باید کمی سیاست یا بهتر بگم کمی مهارت داشته باشی.
برای مثال وقتی یکی می خواد با اصلحه خودشو بکشه، شما هیچوقت نمیری بهش بگی تو زندگی ات غلطه مشکل داری و قبولت ندارم.
بلکه میری بهش میگی عزیزم چرا زندگی به این خوبی داری خودتو اذیت می کنی اصلحه رو بذار زمین تا بریم صحبت کنیم ببینم چطوری می تونیم مشکل رو حل کنیم.
شما دقیقا همون فردی هستین که داره طرف مقابل رو حین خودکشی نصیحت می کنه.
کما اینکه بارها این فکر که خودمو از همین پنجره پرت کنم پایین به سرم اومده چون دیگه واقعا حالم از زندگی به هم می خوره.
من راه حل می خوام واسه اینکه تو زندگی ام چیزایی رو تجربه کنم که قبلا نکردم.
یکی تو این بخش کمکم کنه.
نصیحت غیر کارشناسی موقوف لطفاً.
نذارید کار به جای باریک بکشه حالم افتضاحه.
خانوم رزا شما هم سیاست غیر منطقی ایشونو لایک نکنید که ازتون بعیده.
بیشتر از این ناامیدم نکنید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)