با نهایت و ادب با جاریم و خانوده اش برخورد کردم . و حتی حرف میزدم طبق معمول باهش بودم
و سعی کردم ببخشمش. و زیاد هم دیگه سعی میکنم ازش کینه نداشته باشم
در مورد حسم دارم کار میکنم دیشب هم به سراغم اومد انیسری حس حقارت داشتم .. تا شوهرم گفت با مامان نرو هییت بیا با من بریم که خانم فلانی هم هست میخواد تو رو ببینه همدیگرو ببینید خیلی زود عصبی شد و جبهه گرفتم که تو اونا رو ترجیح میدی به خواسته من .
احساس کردم میخوام عقده و عصبانتیتمو روی شوهرم خالی کنم و این کار رو هم کردم
از خودم یکم بدم آمده کمک کنید حسم و عوض کنم .. حس حقارتم حس اعتماد به نفسمو که پایینه ... بدبینی و حساسیتمو .....








علاقه مندی ها (Bookmarks)