به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 دی 93 [ 00:25]
    تاریخ عضویت
    1393-9-07
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    213
    سطح
    4
    Points: 213, Level: 4
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 37
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 14 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array

    طلاقش بدم؟ندم؟چیکار کنم؟

    سلام به همه
    الان با فرومتون آشنا شدم.
    تو یه 2 راهی بزرگ قرار گرفتم که نمیدونم باید چیکار کنم؟

    اول لازمه که در مورد خونواده هامون کمی توضیح بدم.
    پدر خانمم یه نونوا هست ایشون آدمی هست که گوشه گیره معمولا و فقط کارش اینه که بره سر کار و خرت و پرت بخره و بیاره خونه! اصلا در حق بچه هاش پدری نکرده! یعنی تو تربیت اونها نقشش 0 بوده.
    بر عکس مادر خانمم برای اینکه این مشکل رو برطرف کنه بچه هاش رو زیادی لوس کرده طوری که دیگه حریفشون نمیشه! این لوس کردنها به گونه ای بوده که خانم من که فرزند اول خانواده بوده زیادی ضعیفه!
    یعنی نه جون و حال خانه داری و نه روحیه قوی برای پیش بردن یه زندگی.
    پدر و مادر من فقط 2 تا بچه دارن یه پسر و یه دختر که متاسفانه همیشه هوای دخترشون رو بیشتر داشتن و به من کمتر رسیدگی کردن، الان بعد از 29 سال سن من کاملا با این موضوع کنار اومدم!
    من تو زندگیم زیاد سختی کشیدم و تقریبا 10 سالی هست که کار میکنم اما متاسفانه شرایط مالی من اصلا خوب نیست.
    با این تفاسیر من وقتی دیدم اینقدر تنها هستم تصمیم گرفتم ازدواج کنم تا شرایط زندگیم بهتر از قبل بشه.
    5 سال پیش به صورت سنتی با دختری پاک ازدواج کردم.دختری که به پاکدامنیش ایمان دارم!
    متاسفانه به خاطر همون ضعیف بودنهایی که گفتم خانمم همیشه خدا مریضه و من باید پول زیادی رو صرف بیماریهای ایشون بکنم! من ماهی 600 تومن حقوق میگیرم و همیشه بعد از 2 هفته پول کم میارم واسه گذران زندگیم.
    الان به خیلی از فامیل و دوستان بدهکارم چون واسه گذران زندگی پول زیاد ازشون قرض کردم.
    متاسفانه شرایط مالی الان من از 5 سال پیش بدتره!
    متاسفانه خانمم مدیریتش تو خونه خیلی ضعیفه و تنبله، همیشه تا ظهر خوابه، حال نداره و یا مریضه و خونمون همیشه کثیفه اما سعی میکنه نهار برام درست کنه!
    صبحونه که هیچوقت نمیتونم باهاش بخورم چون همیشه تا ظهر خوابه و اگه بیدارش کنم پرخاش میکنه و بداخلاقی میکنه، شام هم باید خودم یه چیزی بردارم و بخورم.
    من و خانمم تو زیرزمین خونه بابام ساکن هستیم و به خاطر همین خانمم همیشه خدا غر میزنه که مادرت فلان، پدرت بهمان، خواهرت اینطور، شوهر خواهرت اینطور.
    منم نمیتونم یه خونه بخرم و آه در بساط ندارم! به اجاره نشینی هم علاقه ای نداره!
    متاسفانه ایشون دین و ایمان قوی نداره و توقعش هم زیاده و هر کاری هم براش بکنم واسش پیدا نیست! همیشه زندگی ما رو با زندگیهای فامیلهای پولدارش مقایسه میکنه و حسرت میخوره و حرص میخوره!
    همیشه دنبال اینه که منو عوض کنه!
    و بسیار پرخاشگره و اخلاقش واقعا بده، هیچوقت به حرفهام گوش نمیده و تمکین نمیکنه! هر موقع میبینمش استرس میگیرم و از زندگیم لذت نمیبرم.
    هر جا بخوام برم با لحن بد میپرسه کجا میخوای بری؟ هیچ کجا نمیتونم برم زندگیم شده مثل یه زندان!
    اما مشکلات من!
    متاسفانه گوشه گیر هستم و جز رفتن سرکار، علاقه ندارم بیرون برم که خانم خیلی شاکیه.
    معمولا هر چیزی رو که میخاد نمیتونم براش تهیه کنم چون خرج زندگی خیلی بالاست و مریضیهای مکررش هم نمیذاره پولی پس انداز بشه.
    با خونوادهامون هم مشکل اساسی داریم، یعنی هم من از خونوادش بدم میاد هم اون از خونواده من!
    چند سالی هم بود که میگفت بچه میخوام که میگفتم نه وقتش نشده اما امسال تصمیم گرفتم بچه دار بشیم شاید تحولی تو زندگیمون شکل بگیره که با خواست خدا نمیتونیم بچه دار هم بشیم!
    مشکل از طرف منه و چندین میلیون پول میخواد برای مداوا که اون رو هم نداریم!
    ضمن اینکه خانمم با توجه شرایط بد جسمیش فکر نمیکنم تحمل داشته باشه بچه بیاره و فکر نمیکنم بتونه از پس بزرگ کردنش بربیاد!
    آخه الان دونفریم اینه زندگیمون!
    بعد این همه حرف باید بگم ما قبلا مشاوره رفتیم و نتیجه ای نگرفتیم چون نتونستیم عوض بشیم.
    الان عقلم بهم میگه آزادش کن از این زندگی نکبت بار، اما دلم راضی نمیشه! چیکار کنم؟
    درسته مشکلات زیاد داریم اما بالاخره روزای انگشت شمار خوبی هم وجود داشتن
    من میخوام طلاقش بدم تا هردومون راحت بشیم، حتی حاظرم چون دوسش دارم مهریه ش رو هم طبق قانون بهش بدم که 400 هست! البته من درآمدی ندارم و باید دادگاه قسطیش کنه!
    اما اگه نخواد هم میخوام که مهریه ش رو بهش بدم چون خیلی اذیت شده خواسته یا ناخواسته تو این زندگی و به خاطر پاک بودنش حقشه که مهریه ش رو بگیره.
    خلاصه که شرایط مالی بد من و مریضیهای مکرر خانم نمیذار ما صاحب خونه ماشین بچه و خیلی چیزهای دیگه بشیم و من همیشه خدا جلو خانمم شرمنده میشم.
    پدرو مادر خانمم و همچنین خود خانمم مخالفن اما من و پدرو مادرم کاملا موافقیم با طلاق
    به خاطر همین میخوام آزادش کنم از این زندگی!
    عقلم میگه خلاص کن خودت و اون رو اما دلم میگه گناه داره!
    چیکار کنم؟ به حرف کدوم گوش کنم؟
    ویرایش توسط ali1 : جمعه 07 آذر 93 در ساعت 01:54

  2. 4 کاربر از پست مفید ali1 تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (جمعه 07 آذر 93), ali -guilan (جمعه 07 آذر 93), rayehe (جمعه 07 آذر 93), شمیم الزهرا (جمعه 07 آذر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:04 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.