سلام، آقاى تنهايى شما به همسرتون محبت نمى كنيد با اين توجيه كه اخلاق حرفه اى رو در نظر بگيريد؟
من متوجه نميشم، اين كه شما چندبار قبلا شكست خورديد دليل نميشه كه حالا تو محبت كردن به همسرتون كج دار مريز رفتار كنيد كه فردا حق به جانب نباشه! شما چرا در جواب همسرتون كه ميگه عجب غلطى كردم با تو ازدواج كردم ميگيد خب ميخواستى نخواى و كسى مجبورت نكرده بود!
يا مثلا ميگيد چرا تو شهر خودتون ازدواج نكردي؟
اين يعنى بود و نبود تو برام فرقى نداره. يعنى من نسبت به تو به زندگى به عشق و محبتمون مايوس و دلسردم، تو اصرار كردى شيرينى خريدى منم باهات ازدواج كردم، الانم چون بساز و خانم و با اخلاقى باهات ميسازم
يعنى منافع خودمو در نظر گرفتم
اين يعنى اوج تحقير، من خودم دخترم مى فهمم يه زن چه احساسى داره وقتى حس مى كنه راحت به دستش آوردن و حالا قدرشو نميدونن
اين كه ميگه عجب غلطى كردم از بى ميليش به زندگى با شما نيست، از نا اميديش در جلب محبت شماست، بايد باهاش گرم شيد، اين بار اگه دهنشو باز كرد خواست حرفى بزنه كه فكر كردى كى هستى و چى هستى يا من چقدر احمق بودم كه زن تو شدم، به جاى اين كه مجبورش كنيد بعدا به خاطر زندگى و بچه تون معذرت خواهى كنه و به غلط كردن بيفته، بگيد من چقدر ساده بودم كه فكر مى كردم تورو نميخوام، الان كه با توام خيلى خوشبخت و راضيم، و تو كه با سادگى تموم عشقتو به من ابراز كردى و مثل بقيه زنها دنبال بازى كردن و پس و پيش كشيدن نبودى واقعا خوب و خاص هستى براى من، و من ميدونم كه دوست داشتنت باعث شد اين كارو بكنى و منم الان هزار برابر بيشتر دوستت دارم و قدر اين دوست داشتنتو ميدونم، چون الان خوشبختيم و داريم بچه دار ميشيم، بايد يه مدت طولانى صبح و شب به خاطر اين تحقيرهايى كه كرديد فقط به همسرتون عشق بديد، چون كوتاهى كرديد در خواستگارى ازش و به دست آوردن دلش الان تا ميتونيد بايد انرژى بذاريد، نه اين كه به قول خودتون اخلاق حرفه اى رو حفظ كنيد! نگران نباشيد فحاشى هاى همسرتون بعد از يه مدت درست ميشه، اون الان احساس ضعف و ناراحتى داره، و چون اعتماد به نفسش اجازه نميده كه تحقير بشه به خشونت و فحاشى رو آورده








علاقه مندی ها (Bookmarks)