به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: مظر شما چیه؟

رأی دهندگان
5. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • آیا من بد هستم

    0 0%
  • آیا مشکل از خودمه

    0 0%
  • آیا من مشکل روانی دارم

    0 0%
  • آیا حق با منه

    0 0%
  • آیا هر کس باید خونه خودشون باشه

    0 0%
  • آیا نباید سربار دیگران باشیم

    2 40.00%
  • آیا من باید بگم بره خونشون

    2 40.00%
  • آیا باید تحملش کنم

    1 20.00%
  • آیا من سکته میکنم آخرش

    0 0%
  • آیا باید خومو تغییر بدم

    0 0%
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

Threaded View

  1. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 اردیبهشت 99 [ 20:16]
    تاریخ عضویت
    1393-9-19
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    4,510
    سطح
    42
    Points: 4,510, Level: 42
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    120

    تشکرشده 32 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    وای خدا. خب من چکار کنم.
    به خدا کلافه شدم .خواهرم با من هم عقیده هست .مامانم هم چون دختر خواهرشه چیزی نمیگه.ولی نظر من براش مهمه .ولی میدونید چیه من فکر میکنم دلیل منطقی ندارم که بگم.من واقعا از لحاظ احساسی مشکل دارم.
    احساس من دقیقا مثل یه حیوونیه که به حریم خصوصیش تجاوز شده و خیلی عصبیه.
    من میترسم از قهر خدا .میترسم بهش ظلم بشه اگر بهش بگم برو خونتوت.
    خونه خودشون تو روستا بزرگه ولی داداشش زن گرفته و دوتا بچه داره که کوچیکن .قبلا با این موضوع مشکلی نداشت و با هم زندگی می کردن خوب ولی از وقتی طعم خونه ما رفته زیر دندوونش دیگه خونه خودشون شده کابوس براش.
    بعدشم میخواد شیراز بمونه بلکه یه شوهری شیراز گیرش بیاد.حالا بماند که بچه های روستا هم نیومدن خواستگاریش .
    آخه الان دخترای سبزه دیگه خریدار ندارن.(خیلی سبزه)
    خدا من دوست ندارم دختر خالم خونمون بمونه.
    قبلا خالم میگفت دختر خالم نباید بره سر کار ولی شانس من الان هیچی نمیگه.
    خدا. من میخوام گریه کنم
    واقعا هیچ ضربه ای بهم نمیزنه.ولی شدم مثل زنایی که هوو اومده رو سرشون

  2. کاربر روبرو از پست مفید maryam988 تشکرکرده است .

    نیکیا (چهارشنبه 19 آذر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:30 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.