نميدونم چم شده...از همه عصبانيم،يك خشمي وجودمو گرفته كه سر هر كي كه سر راهم ميرسه ميخوام خالي كنم.امروز دانشگاه خيلي خوب بود، همه چي طبق مرادم بود ، خسته نبودم، خوابم نميومد، نمره هاي خوب گرفتم، خبر هاي خوب شنيدم. ولي يهو بعضي ادم ها مي يان يك جووي حرصتو در مي يارن كه قلبت درد ميگيره.بدتر از اون اينه كه اين ادم ها نزديكترين كساني هستن كه باهاشون زندگي ميكني.مثل اين كه قسمت نبود امروز روز خوبي برام تموم شه. ميگن بعد از هر خنده اي گريه اي است. من به اندازه ي خنده هاي امروز دوبرابر گريه كردم. الان كه دارم فكر ميكنم ميگم من دقيقا از كي عصباني بودم؟!!!!!! از خودم يا از بقيه؟؟؟؟؟؟؟
چم شده؟ ايا هورمون بدنم زياد شده حساسيتم زياد شده؟ يا واقعا عصبانيم؟
چشمام ميسوزه...خيلي زياد
دلم گرفته خدايا...كاش ميشد زمان برميگشت و انتخابام رو عوض مي كردم.چون اين انتخابام فقط داره بدي ادم ها رو به من نشون ميده و فقط دارم ياد ميگيرم كه دروغ، خودشيريني، چرب زبون بودن و هر چي صفت مزخرفه ادم رو خوب نشون ميده.
خداي من خداييست كه اگر سرش فرياد كشيدم به جاي اينكه با مشت به دهانم بزند،
با انگشتان مهربانش نوازشم مي كند و مي گويد ميدانم جز من كسي نداري !!!
علاقه مندی ها (Bookmarks)