شیدای عزیز و پارسای عزیز واقعا ازتون ممنونم بالاخره متوجه منظور من شدید ...
من تو خونه اختیار دار نیستم و هر حرفی میزنم مامانم میگه مگه ما دیگه کیو داریم ایناهم گناه دارن ... دیروز رفتم خونه دیدم خونمون با مامانم نشستن مثل اینکه مامانم بهش زنگ زده بود که چند دقیقه ای بیاد بشینه و بره اونم اومد داشت با تلفن با یکی دیگه از خاله هام که عقد هست صحبت میکرد اون پرسید شب میای خونه برگشت گفت دیگه اومدم اینجا تنبل شدم بعد دید من یه لحظه نگاه بد بهش کردم گفت مائده وسایلامو قایم کرده کفشامو برداشته که نتونم بیام منم گفتم بیا هرچی میخوای بهت میدم تو فقط برو نیم ساعت بعد خودش رفت اما با ناراحتی یعنی دلخور شده بود اما از قدیم گفتن
کسانی تو زندگی شکست میخورن که بخوان دل همه رو بدست بیارن
فقط امیدوارم دوباره امشب نیاد
- - - Updated - - -
خونه ما جای مخفی نداره که چیزیو قایم کنم و از بچگی یاد گرفتم همه چیز جلوی دست باشه ...
بعدشم ماهواره رو خراب کنم پس خودم چی؟؟؟
هرکس بخواهد کاری را انجام دهد
"راهش را پیدا میکن "
هرکس نخواهد کاری را انجام دهد
"بهانه اش را"
علاقه مندی ها (Bookmarks)