به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 46

Threaded View

  1. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 26 خرداد 97 [ 15:05]
    تاریخ عضویت
    1393-3-05
    نوشته ها
    177
    امتیاز
    5,897
    سطح
    49
    Points: 5,897, Level: 49
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 53
    Overall activity: 14.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    337

    تشکرشده 305 در 123 پست

    Rep Power
    38
    Array
    سلام
    اول ازهمه بگم که من برای ورود به سایت مشکل دارم نمیدونم چکارکنم؟هرباربایدرمز ورود رو بزنم درصورتیکه ازخردادماه که عضوشده بودم تاهمین 1ماه پیش من همون بار اول توخردادکه رمزمو واردکرده بودم کافی بود من دکمه خروج رو نمیزنم چون کسی نمیادسراغ کامپیوترم اماچراالان هرباربایدرمز واردکنم؟
    ضمن اینکه اگه یه کم نوشتنم طولانی بشه وروی ارسال پاسخ کلیک کنم پیغام میده که نمیتونید ارسال داشته باشید بایدنوشته هامو یه جا ذخیره کنم بعد رمزو واردکنم دوباره بیام پست بذارم میشه کمکم کنید؟خیلی سخت شده اینجوری

    - - - Updated - - -

    ممنونم ازاقای خاله قزی وخانم واحدعزیزکه برام پست گذاشتن سعی میکنم چندبارمطالبتونو بخونم وروشون فکرکنم

    اول ازهمه بگم که خداروشکرحالم خیلی بهتره اروم گرفتم کمی قصددارم تغییراتی توخودم ایجادکنم نه فقط دررابطه باشوهرم دررابطه باهمه
    چون من برای ادمهاخیلی مایه میذارم همه جوره مادی ومعنوی امادرمقابل اطرافیانم این رو وظیفه من دونستن یاوقتی که انتظارجبران ازشون داشتم واینکارو نکردن خودم سرخورده شدم من بایدسعی کنم به گفته اقای خاله قزی بخشنده باشم امافکرکنم کسی میتونه بخشنده باشه که درحدتوانش ببخشه نه من که خودمو تحت فشارقرارمیدم مثل تولدی که امسال برای شوهرم گرفتم ودیگه ساعت 9شب به بعدازشدت خستگی نمیتونستم روی پام وایسم

    بچگی ام اذیتم نمیکنه نداشتن عروسک دیگه برام مهم نیست الان فقط همون جشن تولده گوشه دلم مونده بایدهمه تلاشمو بکنم که اونم ندیده بگیرم الان دیگه من یه زن 32 ساله هستم بایدخودمو قوی ترکنم بایدبرای مادرشدن اماده بشم بایددرونمو اروم کنم نمیخوام یه مادرپرخاشگرباشم نمیخوام مثل خونه مادروپدرم سرهرچیز کوچیکی دعوا باشه خداروشکرکه شوهرم مثل من اهل مسائل جزئی نیست هراتفاقی بیفته میگه ارزش ناراحتی داره؟نه پس ولش کن

    من میخوام تغییرکنم کمکم کنید ازکجاشروع کنم ببینیدمن دررابطه باشوهرم وخانواده ام یه ادم پرخاشگرم حرفم رو درنهایت رک بودن باپرخاش میگم امادررابطه باغریبه هارفتارم بیشترجرات مندانه اس من مقاله های رفتارمنفعلانه وجرات مندانه وپرخاشگرانه رو توهمدردی خوندم باغریبه هاکه هنوزاحترام هاازبین نرفته حرفمو بااحترام میگم امابانزدیکام باپرخاشگری
    خیلی سریع واکنش نشون میدم چکارکنم؟

  2. 2 کاربر از پست مفید شاپرک 114 تشکرکرده اند .

    rayehe (دوشنبه 22 دی 93), واحد (دوشنبه 22 دی 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: شنبه 09 دی 96, 12:15
  2. هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم!
    توسط nargol در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 03 خرداد 91, 18:59
  3. +هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم(تورو خدا)
    توسط hamidgole در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: پنجشنبه 02 آبان 87, 13:10

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:41 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.