روزی که تاپیک را شروع کردی و این پست را خوندم خیلی متعجب شدم.
جوابت اینقدر واضح بود که بعید بود خودت ندونی.
گفتم شاید می خوای برای بررسی خواستگارهای دیگه کمی جرات و انرژی اولیه از دوستان بگیری.
کمک برای رهایی از احساساتی که به این آقا داری و مانع رفتار عقلانی باشه.
اما وقتی تاپیک پیش رفت دیدم جهتش تغییر کرد. اینجا شد تاپیک دفاع از آقای مذکور و احساسات شما.
تقریبا همه با جرئی تفاوت، گفتند که بهتره احساسات را کنار بذاری، رابطه را قطع کنی و به خواستگارانت فکر کنی.
و شما بدون توجه به حرف دوستان، مصرانه از این آقا دفاع کردی. تا جایی که حرفهات به شکل محسوسی در پستهای بعدی تغییر کرد و آقایی که چشمت آب نمی خورد بیاد خواستگاری، و می گفتی بیاد از خانواده ام زمان بگیره، تبدیل شد به خواستگاری که خودت اجازه نمی دی بیاد، چون می ترسی خانواده ات مانع تراشی کنند و رابطه را خراب کنند و حتی کار به جایی رسید که گفتی اگر بیاد می خوایم یک ماه بعد عقد عروسی بگیریم که خانواده ام مشکل ایجاد نکنند و من سریع از دستشون فرار کنم. (کلا داستان را عوض کردی )
خانواده ات اگر هم بخوان مشکلی پیش بیارند، طبق مثالهایی که زدی (از خواستگاری رفتن برادرت و خواستگار قبلی خودت) و همینطور طبق اونچه که عقل می گه، قاعدتا در دوران خواستگاری و شناخت و نامزدی مشکل ایجاد می کنند و موضوع را به هم می زنند، نه بعد از عقد!
بهار جان،
خانواده شما هر ایراد و رفتاری که داشته باشند، به هر حال در ازدواج و انتخاب شما دارای نقش و حق رای هستند. پس هر چه که هست، بهتر که زودتر بدونند.
حتی اگر ترازوی اونها برای سنجش خواستگار، یک ترازوی خراب هست، مهم اینه که ترازوی تصمیم گیرنده است.
پس اگر این خواستگار را با دقیق ترین ترازوهای عالم هم بسنجی، آخرش باید با اون ترازو اندازه گیری بشه. حتی اگر اون ترازو خراب باشه.
بهتر که زودتر با همون ترازو بسنجیش.
حرفهایی که می زنی همه اش بوی احساسات می ده،
پسری که به خاطر من (بخاطر چی تو؟ بالاخره یه دلیلی باید داشته باشه) می ره شهرستان دنبال کارام،
می خواد یه کاری راه بندازه، خودش پول بذاره از طرف من ( ؟؟)
همه کاری برام می کنه و همه جا دستم را می گیره و ....
خب این پسر یه ایرادی داره بهار جان!
آدمی که بیخودی بره شهرستان دنبال کار یه نفر دیگه
سرمایه خودش را بی دلیل به نام کسی بکنه
همه کاری واسه یه نفر بکنه، اونم بی دلیل و ..... این آدم عادی ترین مسائل یک زندگی عادی را نمی دونه. انجمن خیریه داره؟
اگر همه چیز اینقدر بی دلیل باشه، تو انتخابت تردید کن و تجدید نظر.
سومین مطلبی که می خواستم بگم،
مشخص نبودن و بلاتکلیف بودن وضعیت این آقاست.
چیزی از سن و تحصیلاتش نگفتی.
فقط گفتی محقق خوبیه و تالقوه!! توانمنده.
بهار عزیز، برای پسری در سن 28 سالگی ( اگر فرض کنیم همسن شماست) حرف از بالقوه زدن، دیر هست. بالفعل چی داره؟
از یه طرف دنبال شروع یک کاریه، از اونطرف می گی دنبال بورسیه امریکاست و الان هم که گویا بیکاره.
و نکته آخر این که
رابطه حسمی و حنسی شما تا چه حد هست؟










علاقه مندی ها (Bookmarks)