به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 56

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 تیر 95 [ 11:49]
    تاریخ عضویت
    1393-10-25
    نوشته ها
    47
    امتیاز
    2,186
    سطح
    28
    Points: 2,186, Level: 28
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 114
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    222

    تشکرشده 59 در 26 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام

    من وقتی با مشاورم میحرفم حالم خیلی خوب میشه

    خیلی من درک میکنه اما ته دلم از اینکه من زیاد درک میکنه ناراحت میشم.(فکر کنم اینم باید تو دفترچم بنویسم)
    هزینه مشاورم خیلی کم میگیره!!!حالا میخام براش کیف چرمی بدوزم هدیه ببرم.

    الان قراره برای هر حادثه ناراحت کننده علت های ناراحتیم پیدا کنم بنویسم.کار سختی هست.آدم اعصابش خورد میشه.
    امروز برداشته میگه تو خودت از شوهرت تفکرت محدود تره!!!
    ایرادایی که تو خودم پیدا کردم براش داشتم توضیح میدادم میگه من از اول اینارو میدونستم اما اصلن قبول نمیکردی!!!!
    بعد 4 ماه باید به من بگه؟؟؟؟خوب وقتی میدونه باید بزور حالیم کنه.4 ماه گزاشته من خودم بفهمم؟!این همه تو این مدت اذیت شدم

    حالا قراره هر وقت زمانش شد خودش بگه تا من برم با اون آقایی که مثلا ازدواج کردم بحرفم !!!

    بهش میگم اسم من از گوشیش پاک کرده،میگه این مهم نیست فقط امیدوارم پلهای پشت سرش خراب نکنه!

    در واقع اگه همون اول 2 نفر همدیگر با شناخت و آگاهی خودشون و طرف مقابلشون انتخاب کنن دیگه لازم نیست لحظه های خوبی که از با هم بودن 2 نفر شکل میگیره خراب بشه و دعوا و قهر و لجبازی بوجود بیاد.

    من خودم قبل ازدواج چندین کلاس مشاوره فردی و گروهی رفتم اما چون درکی از شرایط نداشتم نتونستم از مطالبی که یاد گرفتم استفاده کاربردی کنم وچون درگیر احساسات منفی شده بودم مث یک آدم نابینا در راهی که در خیالم تجسم کرده بودم حرکت میکردم و البته کسی حریفم نمیشد حتی این مشاور!!!!
    جالبه همسرم بهم میگفت تو اخلاقات خوبه تو بیا به من کمک کن!!!من خودم شنا بلد نبودم باز اون داد و بیداد میکرده که چرا من کمکش نمیکنم!
    مامان من اگر اینقدر لی لی به لالای من نمیزاشت یک دختر ناز نازی نمیشدم.محبت زیادی والدین به بچه ها ظلم به اونا هست.اگر یک روزی خودم مادر شدم بچم لوس نمیکنم.

    الان تو خونه خودم مجبور میکنم ظرف بشورم و به مامانم کمک کنم.با وجود اینکه اصلا ازم درخاست نمیکنه!
    تلاش میکنم با برادرم صمیمی بشم و اگر کاری میتونم براش انجام بدم.
    خیلی ازخودم ناراحتم که اینقدر خودخواه بودم.

    حالا باید کم کم ببینم چه اتفاقایی قراره بیافته!
    ویرایش توسط رها68 : چهارشنبه 15 بهمن 93 در ساعت 01:29


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. برم سمت دارو درمانی؟
    توسط گل همییشه بهار در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: دوشنبه 10 اسفند 94, 04:55
  2. کتاب چی خوندی؟
    توسط mohamad.reza164 در انجمن معرفی کتب روانشناسی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 آذر 94, 21:08
  3. کتاب چی خوندی؟
    توسط mohamad.reza164 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 03 آذر 94, 16:37
  4. چرا باید کمی اشتباه بکنی؟
    توسط khaleghezey در انجمن شخصیت
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 13 مهر 94, 12:43
  5. اظهار تمایل همکار خانم به ازدواج و نحوه رد بدون دلخوری؟
    توسط sayrex در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: چهارشنبه 29 شهریور 91, 23:38

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:47 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.