سلام.من 20 سالمه شوهرم 22
من دیپلمم اون فرق دیپلم
ششمین واخرین فرزند خانوادس
از بقیه بچهاشونم بیشتر بهش رسیدگی شده
شوخیای ایشون بیشتر بچگانس مثلا دیشب شب تولدم بوده و برا من تولد گرفتن موقع برش زدن کیک چاقو رو اورد سمت گردم تمام اعضای خانواده حانشون یه طوری شد یا مثلا یه بار دراز کشیده بودم اومد نشست رو قفسه سینم داشتم خفه میشدم بلند نمیشد یا گردنمو میگیره فشار میده کوچکترین و ملایمترین شوخیش اینه ک شوخی شوخی میزنه بدنم کبودد میشه بعد منم همون کارو باهاش میکنم خیلی خوشحال میشه اگه نکنم میگه پایه نیستی یا تو جمع خانواده به خواهرم میگه میزنم تو سرت یا همین پرتقالو سمتت پرت میکنم خب من دوست ندارم اینقدر راحت و از روی بی احترامی با خانوادم حرف بزنه یا حتی با اخانواده خودش مثلا به زنداداشش شکلک درمیاره من خجالت میکشم نمیدونم چیکا کنم باهاش اصلا نمیتونم کنترلش کنم وقتیم ک ناراحت میشم محلش نمیدم بدتر میکنه








علاقه مندی ها (Bookmarks)