مشکل اینجاست که شما می پندارید،او نمی داند چه می کند یا نمی فهمد که از نظر اسلام و قانون این رفتارش مردود است یا اینکه فوقش غافل است و افزون بر اینها خانواده اش هم با اینکه متدین هستند(بنا بر گفته خودتان) اما زیاد به او کاری ندارند و . . .
اکنون بنده یک نکته را به شما می گویم که دوست دارم درباره آن بیندیشید:
ایشان به همه مواردی که شما فکر می کنید،آگاه است و با وجود این آگاهی که دارد این رفتار را از خود بروز می دهد.شاید شگفت زده شوید؛ براستی چنین است و البته نکوشید تا با ترساندنش از کیفرهای اخروی او را به خیال خود اصلاح کنید که البته خودش به اینها واقف است.اما چرا؟
چون او متفاوت از شما یا حتی خانواده اش به دنیا نگریسته و باورهای دیگری دارد و او هم رفتار شما و حجاب شما را اشتباه می داند؛همین.شاید هم باورهایی چون شما دارد،اما فعلاً دوست دارد،این طوری باشد.
مشکل اصلی اینجاست که شما باورهایی دارید و آنها را درست می دانید،ولی آیا او نیز نمی تواند باورهایی دیگر داشته باشد؟به نظر شما باورها و رفتارهای او نادرست اند،این عقیده نزد شما درست است،اما لزوماً از نظر دوست شما نمی توانند درست باشند؛اگر واقع بین باشید،موضوع را می پذیرید و از طرفی این یعنی دوست خود را ناآگاه و نادان می دانید.
اگر واقعاً به لزوم رعایت حجاب ایمان دارد و این رفتار را می کند که گونه ای بازیگوشی دخترانه است یا راهی برای برون رفت از محیط نادلخواه اطرافش و اگر ندارد،شما باید با او مدتی نسبتاً دراز نشسته و گفتگو کنید و اگر به نتیجه نرسیدید و دراقناع یکدیگر موفق نشدید،آشکار است که دیگر کاری نه از شما که از دست هیچکس ساخته نیست.
سفارش می کنم جهان را از همه زوایا ببینید،ولی به زاویه دید و عقاید خود پایبند باشید و به عقاید دیگران نیز در حالیکه قبولشان ندارید،احترام بگذارید. و این را هم بدانید که شاید در زمانی و جایی دیگرانی که زاویه های دید دیگری به جهان دارند،برایتان نگران باشند و شما را پند دهند که البته آنها هم در اشتباهند.








علاقه مندی ها (Bookmarks)