قبل از پاسخ دادن به سئوال نادیا جان تشکر میکنم از همراهی یکایک
شما دوستان عزیز
درسته که اینجا مجازی یه ولی باور کنید به من حس رفاقت واقعی میده ...
و از همفکری همه شما خواهران و برادران عزیزم سپاسگذارم .....![]()
حق با شماست من باید قبل ش یه توضیحی می دادم و کوتاهی کردم -- میبخشید ...
بنده خبر ازدواج همسر سابق م را روز پنجشنبه ( 4 روز پیش ) از زبان پسرم شنیدم !!!
خبر خرید گوشی همراه و ... را از زبان پسرم شنیدم و برای همین فکرم
رفت به سمت اینکه ایشون ازدواج کردند ...
ولی خوب طی تماس تلفنی روز شنبه ( دور روز پیش ) که خود همسر سابق م بهم زد
برای اینکه بگه خواهرهای پسره میخواند ازت تحقیق کنند
دقیقا برای من هم همین سئوال پیش اومد که پس مگه ازدواج نکردی ؟؟
قضیه چیه ؟؟؟
قضیه خرید این گوشی چیه ؟؟
گفت نه !!!
خواستگاری کردند -- منم جواب بله دادم -- حلقه هم دستم کردند
الان هم نامزد هستیم -- و برای پنجشنبه ای که میاد مراسم محضر رفتن و .... داریم
این گوشی هم برای اینکه من خوشحال کنه یعنی زودتر هدیه داده بهم ....
موضوع از این قرار ....
بنظر من این روایات دینی برای
منحرف کردن ذهن من و شما ساخته شده ...!!!
مثل این میمونه که یه نفر یه بچه بکشه !!!
و شما اونا ببینی و بگی ولش کن شاید تا صبح توبه کرده باشه ....
کار این خانم دست کمی از کشتن نداشت .....
اون با این کارش روح و جسم من کشت و از بین برد !!!
اون به خاطر هوس های خودش با زندگی بچه ش بازی کرد و بچه شا کشت !!!
چرا باید یه قول بیابونی تو خونه بالا سر بچه من باشه ؟؟؟
این بچه میگه بابا لحظه شماری میکنم تا پنجشنبه بشه و بیام پیشت !!!!
اون موقع ها پسرم عادت داشت شب ها دست های من میزاشت زیر
گوشش و میخوابید
الان میگه بابا شب ها دستکش های تورو شب ها میزارم زیر گوشم و میخوابم ....
این ها را درک میکنید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نه --- چون تو موقعیت ش قرار نگرفتی !!!
تو موقعیت ش قرار نگرفتی که یه زن بهت خیانت کنه و الان بهت زنگ بزنه
و بگه میخواند ازت تحقیق کنند !!!
من گفتم یکی با هم تفاهم نداشتیم
دوم دوست ش نداشتم ....
==========================
یکی نیست بهش بگه :
آشغال اگه واقعا من دوست نداشتی گ....ه خوردی بله دادی !!!
غ ...ط کردی گذاشتی بچه دار بشیم ....
چرا یه بچه را بدبخت کردی ؟؟؟؟
اسلحه که تو اون کله پوک ت نذاشته بودند خوب میگفتی نه .....
اونوقت امروز با کمال پررویی روک روک وامیسه و میگه :
من گفتم با هم تفاهم نداشتیم و دوست ش نداشتم ....
به نظر شما باید با این زن چیکار کرد ؟؟؟؟؟
====================================
خانم هم آوا توبه کیلویی چند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
توبه ش تو سرش بخوره .....
توبه گرگ فقط مرگه ........................!!!!
بله --- دقیقا خودم هم همین نظر را دارم که به نوعی جواب سر بالا بدم ....
و بیشتر حرفی نمیزنم به این دلیل که اگر چند کلمه بین من و تحقیق کننده
رد و بدل بشه
و چون همسر سابق م پای تلفن نیست !!!
فردای وقتی بلاخره مشکلی بین شون بوجود میاد
اونوقت خواهرای پسره میتونند هزار و یک حرف دیگه را از قول بنده
عنوان کنند و بگند این حرف م شوهرت گفت .
اونوقت تازه خر بیار و باقالی بار کن ....!!!!
تازه بیا به این خانم ثابت کن بابا من این حرف نزدم ....
سری که درد نمیکنه دستمال نمی بندند ......
ممنون از شما و وقتی که میزارید و مطالب بنده را میخونید !!!
والا مشکلی که نیست ، راستش بعد از این مدت که بنده یک ازدواج 8 ساله
ناموفق داشتم و یک پسر حاصل ش شد
بعدش هم اون زن صیغه ای که رفت تو .......![]()
این تایپیک ...
دیگه اعصاب درست و درمونی برام نمونده ....!!!!
خوب و منطقی که فکر میکنم میبینم خودمم مقصر هستم![]()
بنده خیلی زود از کوره در میروم و کار به ناکجا آباد میکشه ....
با کمی صبر بیشتر و سیاست در صحبت کردن م فکر میکنم مشکل حل بشه
همسر جدیدم واقعا خوبه .......!!!!
خیلی ساده س ...
باور کنید خیلی خیلی خیلی از ح.....م زادگی های ( دور از جون خانم های سایت )
خانم هایی که در کوچه و خیابان میبینم نداره .
به هر حال ایشون هم زخم داره
زخم یه زندگی خراب - زخم یه شوهر معتاد که تمام زندگی شا فروخته و ....
پس منم باید صبورتر باشم
تا بشه زندگی کرد ....










علاقه مندی ها (Bookmarks)