دوستان عزیز اولش بگم که من خودم یکم بی زبونم وسیاست زنانه کمی بلدم یعنی شوهرم گول این سیاستارو نمیخوره بقول خودش زرنگه و شوهرم هم زبان باز نیست کمی قلدر گونه حرف میزنه مثلا اوایل عقد که پدرم راضی به زیاد رفتنم خونه مادر شوهرم نبود(شوهرم توقع داشت هر روز برم) جلوش تو جمع گفت خوب زنمه اختیارشو دارم
یه چیزی این وسط هست که من نمیفهمم . اوایل عقدمون شوهرم به شوخی به خواهرش گفت همهدعوت کردن ( فامیلای نزدیک هر دومون ) شما دو تا خواهر چرا دعوت نکردی(من اصلا توقع دعوت نداشتم ) آبجیش گفت وقتی عروسی کردید دعوتتون میکنیم الان که جدا نشدید یا وقتی رفتیم عروسی دختر همسایه (بهمون کارت جدا دادن) به شوهرم گفتم چقدر پول بدیم پدر شوهرم گفت الان شما ها با مایید جدا نشدید که منم با مهربونی گفتم آخه کارت جدا دادن زشته
حالا حرف اینه اگه میگن احترام بزارید این چه داستانیه که خودشونم قبول ندارن
در هر صورت من اونروز یا قبلشم چیزی در این مورد نگفتم . شوهرم اونروز اصلا نذاشت من حرفی بزنم تا گفتم بریم عروسی (با خوبی) قهر کرد و هرچی اس دادم و زنگ زدم جواب نداد
حالا خانوادمم با توجه به قهر و اونطوری حرف زدن با پدرم ازش دلچرکین شدن یعنی ناراحتن
من دارم تمام تلاشمو میکنم راضیش کنم با هم بریم مشاوره شما دوستان هم دعا کنید همه چی بخیر تموم بشه








علاقه مندی ها (Bookmarks)