سلام عزیزم
به اولین جمله ای که تو پست اولت نوشتی دقت کن.
خلاصه بگم من از نظر دانشگاه لیسانس و ارشدی که تحصیل کردم از شوهرم خیلی بالاترم. البته اونم ارشده.
این یعنی خودت باور داری از شوهرت بالاتری.من وقتی این جملتو خودنوم خیلی تعجب کردم.مخصوصا اونجا که گفتی اون بنده خدا هم ارشده.
ببین عزیزم.تصور کن تو مثلا یه دختر خیلی بلندقدی.بعد همه اطرافیان به تو میگن چرا اینقدر کوتاهه قدت؟
این حرف چقدر تو رو ناراحت میکنه؟
حرفی که کوچکترین پایه و اساسی توی دنیای واقعی نداره.
تو و مادرت اگه باور داشته باشین که تو به هیچ وجه از شوهرت بالاتر نیستی حرفهای بقیه هم ناراحتتون نمیکنه.
این رو به مادرت بقبولون که شوهرت از تو پایین تر نیست.اگه این باور برای هر دوتون درونی بشه نه فقط در حرف ناراحتی هم به وجود نمیاد.
حتی نیاز به جواب دادن هم نیست.
البته من خودم اگه با همچین چیزی مواجه بشم میدونم چطوری جواب بدم که طرف دیگه هیچی نگه
مادرت نیازی نیست از خوبی های شوهرت برای بقیه بگن فقط برای اینکه اونارو توجیه کنن که شوهرت پایین تر از تو نیست.
در همچین مواقعی جواب دندون شکن یا سکوت به نظر کارم سازتره.
من رو ببخش عزیزم،ولی افرادی با این سطح فرهنگی پایین که به خودشون اجازه نظر دادن در مورد شخصی ترین تصمیمات بقیه رو میدن اصلا ارزش ناراحت شدن
شما و مادرت رو ندارن.
اینا رو به مادرت هم بگو.









علاقه مندی ها (Bookmarks)