سلام مریم جان من25سال سن دارم لیسانس دارم امابیکار دوره درمانم تموم شده بخاطر همین مصرف نمیکنم باشگاه میرفتم ولی الان نمیرم حوصله هیچ کاری رو ندارم دوست صمیمی هم ندارم خیلی تنهام. یه فکر کوچیک میادتومغزم میشه یه کوه بزرگ خیلی حساس شدمباکوچیکترین حرف اشکاممیادپایین خیلی ناامیدم کلا اززندگی خسته شدم افکار خودکشی مدام توذهنم هست حتی نمیتونم برم حمام لب به غذانمیزنم درست خوابم نمیبره وقتی میخوام بخوابمقلبم تندتندمیزنه یه دلهره عجیب میادسراغم نمیدونم چیکارکنم خواهش میکنم کمکم کنید








علاقه مندی ها (Bookmarks)