باز هم سلام به همه دوستان
آقای دنی گرامی:
خیلی ها اینجا هستند که هم سن شما کسی متوجه نمیشه...سنمو نمیگم چون شاید آشنایانم در این سایت باشن و بخونن.
اینجا تا حدودی میتونید واضح صحبت کنید و صد البته من هم ممنونم بخاطر همفکریهاتون.. اگه واقعا تجربه ای داری که میتونه بیشتر کمک کنه خواهشا در میون بذارید..من بهتون میگم پشیمون میشید.حالا اگه اصرار دارین ابنجا نمیتونم بحث کنم.نکات زیادی هست که تا زیر یه سقف نرید متوجه نمیشید.
بنده با ۳ سال اختلاف به مشکل خوردم.حالا باز خود دانید.به یه جا میرسید که اون بنده خدارو هم آزار میدید.
بحث سر سوال منه...خانم محیا ناز شما خیلی ایده آل فک می کنید.امیدوارم از این موضوع ضربه نخورید.
به طور مثال؟جناب آرش حرف شما هم ایده آل هست.ولی باز هم میگم نکات خیلی ریز و تفاوت های خیلی ریزی هست که یه دختر بزرگتر از سن خودمون رو متفاوت میکنه.
آره کسی رو ندیدم که اوایل مشکل داشته باشن ولی خب من از میانسالی هم اطلاعی ندارم من فکر میکنم شما بالای 40 هستید اگه تجربشو دارید لطفا شیر کنید Tnxو اما باز کننده تاپیک شما بگردید و آقایونی که اینجوری ازدواج کردن رو باهاشون صحبت کنید.من نمیگم تو چند سال اول به مشکل میخورید ولی بعد میانسالی حتما به مشکل میخورید.همه چیو در نظر بگیرید.همه چیو.حتی مسایل جنسی
آقای آرش گرامی:
بله سلیقه ایه و اما درک و حس دو طرفه الان هست...اختلاف سن و سال يك سليقه شخصى و يك قالبه. مهم تفاهم و درك و حس دوست داشتن و از همه مهم تر سن فيزيكال و سن عاطفى و داشتن روحيه و علايق مشترك بين دو نفر هست.
خب همین تامین نیازی که شما اشاره کردید اگر به قوا آقای دنی تو میانسالی از طرف خانم برای مرد برآورد نشه چطور؟متاسفانه وقتى اين اختلاف سن وجود داره هر مشكلى كه پيش بياد به اين اختلاف سنى تعميم ميدن. درحالى كه اگر واقع بين باشيم مشكل اختلاف سنى نيست، مشكل تامين حس نياز زنانه از طرف مرد و در مقابلش تامين حس نياز مردانه از طرف زن هست
بحث سر سوال منه... (البته عذر میخوام اینجوری میگم فقط نمیخوام بحث به حاشه و جدل کشیده شه)بنده مشكلى با نوع تفكر شما و علاقه به رابطه با دخترهاى پنج، شش سال كوچكتر از خودتون ندارم،
از حرفاشون من متوجه شدم که ازدواج ناموفق داشتن ولی نمیدونم دقیق بخاطر چه مساله ای بوده و نوع ارتباط چطور بودهمستر دانى جان ازدواج نكرديد و نميدونيد
لایک, جمله ای که چند وقت پیش از یکی از بستگان شنیدم خب اینکه واقعا عالیه...وقتى صيغه عقد جارى بشه خداوند چنان مهرى از همسر در دلتون ميذاره كه توصيفش از قدرت بيان خارجه، وقتى كسى داره ميگه همسرم انگار داره از يه قسمت از وجود خودش حرف مى زنه.
حرفی ندارم فقط میتونم تایید کنم سپاس.كسى كه داره از زمان پيرى و مريضى زنش فرار كنه در واقع داره از خودش فرار مى كنه. شما وقتى يك نفر را به عنوان همسر انتخاب كردى يعنى براى يك عمر انتخاب كردى. اون موقع كسى نمياد به شما تضمين بده كه اين خانم هميشه همينطور جذاب و سكسى و خواستنى هست. قطعا روزهاى مريضى و پيرى و دعوا، دلخورى و لجبازى هست. ربطى به سن و سال هم نداره
جناب rechtfertigung تشکر که اومدی تو بحث:
به همین خاطر میشه جمع بندی کلی و تجارب رو کنار هم گذاشت و یه میانگین ازش کشید بیرون و تصمیم درست رو گرفتبرادر عزیز، اینجا هر کسی از زاویه تمایلات خودش یا آرزوهاش به شما پاسخ میده (از جمله خود من).
البته من نمیخوام احساسی تصمیم بگیرم به همین خاطر کمک شما دوستان میتونه کارساز باشه و البته دیگه از سن پسر بچه بودن هم گذشتیمدخترها که البته علتش واضحه و همچنین علاوه بر اونها، پسربچه هایی که فعلا در سنی هستند که احساس بر عقلشون غلبه کرده طرفدار این هستند که بزرگ بودن زن از مرد در صورتیکه تفاهم باشه مشکلی نیست.
جمله ای که وجه اشتراک شما و آقای دنی هست. آیا دقیقا منظور شما مسائل جنسی در این سنه یا چیزای دیگه؟هر دو این دسته وقتی به سن حدود 40 برسند میفهمند که حقیقت تلخی پشت عشق خوابیده. ولی اون موقع دیره.
پس زیبایی ظاهری که موقع ازدواج مردو جذب کرده چی آیا تو اون سن حتی با وجود پیرتر شدن خانم به این موضوع فکر کنی آذرده خاطر نمیشی که هر کسی یه زمانی جوان و بشاش بودهاکثر زوج های خوشبختی که من دیدم آقا حداقل 5-6 سال از خانم بزرگتر بوده. دلیلش هم ساده ولی تلخه: برای مردها زیبایی است که عشق رو بوجود می یاره.
خیلی مهم تر از ظاهریه چون بعد ازدواج شنیدم که بعد یه مدت همه چی عادی میشه پس فکر میکنم فقط میمونه اخلاق و رفتار و زیبایی ظاهری یعنی این فاکتورها ادامه دار بودن رو تضمین میکننزیبایی باطنی قطعا مهمه ولی در کنار زیبایی ظاهری.
وقتی انتخاب کردی دیگه چرا باید مقایسه کنی آیا این کار درستیه که خودتو دچار تزلزل کنی؟ یا منظور شما اینه که ناخودآگاه این تفکر تو ذهن مرد صورت میگیره؟وقتی یک آقا خودش رو با آقایون همسن خودش مقایسه میکنه باید زنش از زن اونها زشت تر و مسن تر نباشه وگرنه دوام زندگی براش سخت میشه. (انسانی و اخلاقی نیست؟!!! بستگی به تعریف شما داره ولی حقیقت داره)
ستاره خانم گرامی: با تشکر از شما
قبول دارم.مسلما توي بحث ازدواج، سن يه چندتا رقم روي كاغذه و مهم ترين ملاك ميزان درك متقابل طرفين از هم ديگه ست.
شما یک خانم هستی و از جنس خودشون ولی خب زیبایی هم یکی از فاکتورها برای آقایونه... من هم نمیتونم تکذیب کنم ولی در مورد چین و چروک اصلا بهش فکر نمیکنم چون فکر کنم بعد ده یا 15 سال زندگی مشترک خیلی از فاکتورها عوض میشن...و اما در مورد مرداني كه بحث از زيبايي مي كنن همچون زناني هستن كه همسرشون رو با مدل ماشين انتخاب مي كنن و اون مرداني كه با چروك هاي صورت همسرشون ازش دلزده ميشن همچون زناني هستن كه با ورشكستگي همسرشون اونو ترك مي كنن.
درستهمسلما هم زيبايي مهمه و هم پول. و اما اينكه تعريفمون از جايگاه اين ها تو زندگي چي باشه، بر پايه شخصيت و عقايد ماست.
دقیقا منظورتون از کمتر بودن اعداد چیه ؟من واقعا لذت بردم از صحبت هاي جناب آرش كه با اينكه اعداد روي كاغذشون هم از جناب دني و هم از جناب استارتر(آقايوني كه در اين بحث شركت داشتن) كمتره ولي ديد بازتري نسبت به زندگي دارن و من كه تاپيكشون رو مي خوندم و تصور مي كردم تنها به خاطر مسئله زيبايي جذب همسري با اختلاف سني ٥ سال بزرگتر شدن و اين طور دارن براش مايه ميذارن، ولي الان مي بينم كه چه سنجيده رفتار كردن كه به راحتي حرف از روزي مي زنن كه همسرشون زيبايي خودش رو از دست ميده
یعنی آقای آرش الان با خانمش 5 سال اختلاف سنی دارن؟
خب ستاره خانم فاکتورهای هر شخصی متفاوته یکی ممکنه مسائل جنسی رو تو اولویت قرار بده و ... این که قابل قبولهجناب دني در خصوص مسئله يائسگي صحبت داشتن كه به نظرم كمي عجيب به نظر مياد چون شما توي سن ٥٠ سالگي هم باشي و خانمت تو سن ٤٥ مطمئن باش از نظر مسائل فيزيولوژيك شما همچنان ميل و رغبتت قابل مقايسه نيست! بهتره در مورد اين مسائل كمي مطالعات پزشكي داشته باشين. بالا برين پايين بياين بايد بپذيرين كه روزي همسرتون از شما جا مي مونن!
همون طور كه جناب آرش گفتن مهم درك و فهم ما از هم و انتظاراتمون از زندگيه. شما مي توني به محض اينكه خانمت از پس انتظاراتت برنيومد اون رو به زباله دان پرت كني! ولي گله نكن كه چرا اگه نمي توني فلان سرويس طلا رو براي همسرت بخري اون هم شما رو به زباله دانش پرت مي كنه! بد نيست كمي از قضاوت هاي خودخواهانمون دست برداريم. من واقعا بعضي خودخواهي ها رو كه توي سايت مي خونم (چه مرد و چه زن) از تعجب شاخ در ميارم كه اينها اصلا براي چي ازدواج كردن؟! انگار بعضي ها ازدواج مي كنن كه نوكري براي تامين نيازهاي خودشون پيدا كنن!
من هم مثل شما پست های زیادی رو میخونم حتی کسایی که پاسخ میدن رو میرم یه نگاه به جواب های دیگشونم میندازم چون اینجا یک فضای مجازیه فقط از رو کلمات و نوشته ها میتونیم طرف رو بفهمیم...
آره واقعا بدون زمان, نه اضطرابی ندارم ولی ذهنم درگیره, آره بیشتر باهاش در ارتباطم ولی هیچ موقع فکرشم نکنید که استرس بهشون وارد کرده باشم مگر ناخواسته و اتفاقا برعکس چند ساله که با من مشورت میکنهو اما اين نكته:
آقاي بدون زمان توجه كنين كه شدت اضطراب شما چقدره كه ما و مادرتون توي چندتا جمله كاملا اون رو جذب مي كنيم. حالا انتظار دارين اون خانوم كه حتما بيشتر هم باهاش در ارتباطين اينو جذب نكنن و رو رفتارشون تاثير نذاره؟ تصميم بگيرين و قاطع عمل كنين. ايشون تو شرايط خوبي نيستن كه محكوم به دريافت اين استرس ها هم باشن.
خانم Sasha گرامی از شما هم ممنونم بابت شرکت در بحث:
بله تقریبا تا حد مجازش یه عدده ولی هنوز خیلی ها قبول ندارنمن هميشه فكر مى كردم مرد بايد از زن چند سال بزرگتر باشه چون هميشه از مرد عاقل و بالغ و فهميده خوشم ميومده و شنيده بودم كه پسرها چند سال ديرتر به بلوغ عقلى و روانى مى رسند ولى از وقتى به قول ستاره جون خودخواهى هايى رو تو سايت مى خونم كه نه ناشى از اختلاف سنه و نه بى تجربگى بچه گانه فهميدم كه سن واقعا يك عدده و ربطى به تاريخ شناسنامه نداره
من هم از گفته های ایشون دلگرمی میگیرم البته اونجا که ستاره خانم اشاره کردن اختلاف سنی ایشون با همسرشون 5 ساله اگه اشتباه متوجه نشده باشممتاسفم كه افراد با سطح درك و فهم آقاى آرش ديگه براى مردان كشورم حكم كيميا رو پيدا كرده
یه لحظه فکر کردم شاید شرایط خودشون بی تاثیر نیست تو سوق دادن جملاتشون به این سمت...
حتما همین کارو میکنم ولی اگه این وصلت بخواد صورت بگیره همیه چیزو با خودم یکسره میکنم چون نمیتونم سر خودمو گول بمالم...آقاى بدون زمان همونطور كه خودتون متوجه شدين وقتى با زن بزرگتر (حتى همين دوسال) ازدواج كنين ممكنه زخم زبون هاى بقيه مردها و بعضى وقت ها خانومها كه سطح فكرى خاصى دارن آزارتون بده، بنشينيد فكر كنيد ببينيد جزو كدوم دسته از مردها هستيد، مردهايى كه مثل جناب آرش همسرشون رو عاشقانه دوست دارند يا
مردهايى كه بعد از چندين سال زندگى تازه دست به مقايسه زيباييهاى همسرشون با همسرهاى دوستانشون مى زنند و ممكنه حتى فيلشون ياد هندوستان كنه
جناب مصباح الهدی عزیز ممنون:
با سلام به روی ماهتون من هم خودم تایید میکنم.سلام
ضمن اینکه نظر دوستان مبنی براینکه این خانم فعلا در شرایط روحی مناسب برای تصمیم گیری نیستند را تایید می کنم
به نکات خوبی اشاره کردید بیشتر دوستان لطف کردن از دید سن همفکری کردن دستشون طلا که وقتشونو میذارن برای کمک به دیگران ما هم جز یه تشکر مجازی کاری از دستمون بر نمیاد ولی حتما خوبی هاشون یه پاسخ معنوی خواهد داشت ایمان دارم.از نگرانی های این خانم سوال بپرسید و صادقانه پاسخ دهید. صادقانه پاسخ دادن بسیار مهمتره.چون طرف مقابل می فهمه به خاطر اینکه ازدستش ندین دارید پاسخ می دین یا از روی صداقت. و مسلما اگر از روی صداقت باشه اعتماد ایشون به شما جلب میشه.
ولی همین تزهای کوچیک مثل این خودش خیلی خوبه
مادرم فقط در مورد سن ایشون میدونه ولی اگه من راضی باشم بنده خدا اصلا حرفی نداره یعنی ندیدم طعنه ای به بقیه بزنه که من آخریش باشماحتمالا این خانم نگران این هستند که بعدا مادر شما مثلا نگه چرا با یه دختر مطلقه ازدواج کردی؟ چرا سن دختر ازت بیشتره ووو
حتمایکی یکی اینها را براش شفاف کنید.مثلا بگید نه من فلان شناختها را از مادرم دارم و این جوری نمیشه. یا مثلا مادرم شخصیتشون این جوریه.
یا مثلا براشون توضیح بدین که نگرش شما نسبت به سن چگونه هست و...
در نهایت وقتی نگرانی هاشون رفع بشه کم کم نسبت به شما راغب می شن.
پیشنهاد مشاوره هم دادم ولی یه بنده خدایی تو یکی از پاسخ هاش گفته بود در جواب یکی دیگه شما اگه ته دلت قرص بود که نمیرفتی مشاوره!! البته من مخالفم با اینممکنه بعضی نگرانی هاشون درست باشه.شما باید برای اون نگرانی راهکار بدین... بگید بله درسته ولی با چنین راهکاری این نگرانی را حل می کنیم. مثلا پیشنهاد مشاورهرا بدهید.که پیشنهاد بسیار خوبی هم هست.
خدا رو شکر در این مورد مشکلی نیست البته چیزی که من حس کردمدر زمینه اختلاف سن نظر شخصم را می گم:
این برای زن مهمه:
مرد تکیه گاه باشه و پخته رفتار کنه... حالا باید ببینید شما سوای سن می تونید این حس را در ایشون به وجود بیارید یا نه. بعضی آقایون در سن زیاد هم هنوز پخته نیستند.
بعضی وقتها خانم این مساله سن تو ذهنش همین جوری جا میفته و دیگه براش سخته تغییر بده. یا حتی ممکنه نگران حرف مردم باشه.
نمیدونم شاید ایشون یه خورده بیشتر از من نشون میده ولی موارد دیگه با هم تقابل داریم.برای مرد هم این مهمه:
زنش از نظر جنسی و زیبایی هم سطح خودش باشه.گاها برخی خانمها ذاتا جوانتر از سن خودشون می مانند!و به اصطلاح بی بی فیس هستند. حتی خیلی خانمها خیلی هم گرممزاجند.
و باز هم آقای دنی گرامی و تشکر ویژه:
چوب و چماقی در کار نیست همش گل و بلبله اینجاخوب همونطور که حدس میزدم دوستان با چوب و چماق طعنه من و مورد نوازش قرار دادن.ازشون ممنونم.به هر حال هر کسی نظری داره و من احترام میزارم.
اینو نمیدونم چیه ولی در موردش تحقیق میکنم حتما و ممنونم که این اطلاعاتو میدیندوست محترم استارتر عزیز حتمن حتمن تست ازدواج رو که فک کنم فرشته مهربون فرمودند mmpi باشه (البته فک کنم) رو انجام بدن که لازمه و واجب.
آقای دنی میشه لطفا بیشتر از تجاربتون بگید و یکم از مشکلاتی که خودتون گفتید داشتیئ؟خانم های سایت هم اگه دوست دارن خوب ایده آل فک کنن.ولی باور کنید اینطور نیست.حرف زدن بسیار راحته و عمل کردن تو اون شرایط یه چیز دیگه مثل مساله بکارت که گفتم.آقایون میگن مشکلی نیست ولی حتی اون روشن فکره هم پس ذهنش درگیر میشه.
پس خواهش میکنم از رویا بیاید بیرون و تو واقعیت زندگی کنید .آقای آرش عزیز زندگی همیشه گل و بلبل و عشق و ...نیست.پستی بلندی زیاد داره.من میخوام فقط سنتونو برام بگید که ببینم 40 سالگی رو تجربه کردید که اینطور ایده آل صحبت میکنید راجع بهش یا نه؟فقط سن شمارو میخوام بدونم.
یعنی دو سال و اندی معکوس از نظر شما نامعقوله ؟بحث من سر اینه که با یه اختلاف سنی معقول میتونه زندگی زیباتر باشه و بهتر پیش بره.یعنی تفاوتهای بین زن و مرد و حتی تفاهم ها معقول تر جلو بره.
وگرنه این احمقانه هست که بگیم چون سن خانم میره بالا بعد از یه سنی ایشون به زباله دانی....(کلمه بسیار زشت و نامناسب استفاده شده که من اصلا انتظارشو نداشتم.ما اینجا بحث میکنیم و استفاده میکنیم و تفاوت های بین زن و مرد رو میشناسیم برای ایجاد شرایط بهتر در زندگی آیندمون.پس بهتره یه ذره با رعایت ادب حتی نسبت به خودمون و جنس خودمون و طرف مقابل صحبت کنیم) ...
اونطور که من متوجه شدم منظور شما بیشتر تو مسائل جنسیه؟شاید من در اون جمله خواستم سریع جمش کنم که گفتم مرد دنبال راه فرار میگرده.بهتر بود میگفتم که کار از کار بگذره و اونموقع ضرر به هر دو برسه.
مثال میزنم:بعضی مواقع تو بعضی مسایل مجبوری به خاطر بزرگتر بودن خانم احترام یه سری مسایل رو بیشتر داشته باشی و نتونی یه سری کارهارو راحت تر و اونطور که دوس داری انجام بدی.البته این چیز بدی نیست ولی
اگه مجبور باشی برای سالیان مدام خودت نباشی و یکسری چیزارو مدام رعایت کنی و خودت نباشی این آزار دهنده میشه.و اگر هم بخواهی خودت باشی سو تفاهم و بی احترامی پیش میاد.
شما یه خانم 40 ساله رو با یه آقای 40 ساله مقایسه کنید. نمیدونم میتونم منظورمو برسونم یا نه
یعنی نتونی از همسرت درخواستی داشته باشی؟ مگه میشه
مثلا احترام چه کارهایی یا چه کاری رو نتونی انجام بدی لطفا واضح بگید؟
با سلام جناب meinoush پیشرو:
اختلاف سنی تا 3 سال مشکلی درست نمی کنه اگه همه چیز دیگه با هم هماهنگ و متناسب باشه
برای ازدواج لطفا مشاوره ازدواج هم برید مشورت بگیرین تفاوت ها رو بهتون بگه
حتما
هستم ولی نمیتونم در روز بیشتر از سه پست ارسال کنم.صاحب تاپیک هم که نیستن بیخودی بحث نکنین
ستاره خانم باز هم تشکر:
صد البته که خانمها وقتی عشق به زندگی داشته باشن تحت هر شرایطی زندگی میکنن پس مهمه که عاشقشون کنیم به هر طریقیجناب دني سوء برداشت نشه لطفا. من اتفاقا حرف شما رو كاملا مي پذيرم! خيلي خوب مي دونم كه امثال من ايده آل گرا هستن و غالب مردها چنين طرز فكرهايي دارن!
اما حرف من اين بود كه شما بالا برين پايين بياين اين اتفاق رو يك روزي همه زوج ها تجربه مي كنن چه اون كه زن بزرگتره و چه اون كه زن ده سال كوچيكتره! به شخصه زياد از اين موارد ديدم كه مي تونم راحت اين رو بگم. البته بيشتر خيانت ها و تعدد زوجات توي سنين ٤٠-٥٠ سالگي هم اتفاق ميوفته. پس اگه به اون سن رسيدين و همسرتون از شما عقب بود به هيچ عنوان نميشه اينو به اختلاف سن ربط داد! اين قضيه ناشي از ديدگاه ها و عقايد مردان ماست! و براي همين من توي توضيحاتم مثال هايي رو آوردم كه درك كنين اين طرز فكر ها دقيقا چه معنا و مفهومي داره.
اينكه ما بگيم خب ذات مرد اين طوريه پس توي اون سنين حق داره دست از زنش بشوره (كه نمي دونم چرا از اصطلاح واقعي ترش كه همون دور انداختنه فرار مي كنين) يك جور توجيه مردسالارانه و كاملا خودخواهانه ست.
ببينين جناب دني فقط لحظه اي سعي كنين شرايط يك خانم رو همسرش عليل توي خونه افتاده در نظر بگيرين. خب كجاي قانونه كه به اين خانم حق نده از اين زندگي بره؟! ولي مسلما شما زن هاي زيادي رو ديدين كه همچنان سازش مي كنن. چرا؟؟ چون دارن از زندگي لذت مي برن؟ چون تعريف متفاوتي از ازدواج دارن. و اما زناني هم هستن كه همسرشون رو ترك مي كنن و ميرن و البته كه حق هم دارن!
مردهايي هم هستن كه همسرشون ام.اس مي گيره پيشش مي مونن. جناب دني زني كه ام.اس مي گيره حتي خودش به تنهايي هم نمي تونه راحت راه بره چه برسه به مسائل ديگه. و البته همه ما خوب مي دونيم كه توي اون شرايط غالب مردها زندگي رو ترك مي كنن ولي استثنائاتي هم وجود دارن كه باعث تعجب همگان ميشن!!
و اما اين تفاوت از كجا ناشي ميشه؟ از طرز فكرهاي متفاوت نسبت به زندگي. هدف هاي متفاوت.
به قاطعیت رسیده بودم ولی طرفم وقتی دم از نا امیدی میزنه ناخودآگاه رو من تاثیر منفی میذاره...جناب بدون وقت توجه كنن اين مسائل كاملا شخصيه و نسخه شما ممكنه براي همه زندگي ها جواب نده. هر فردي كه تصميم ميگيره ازدواج كنه بايد به اين قاطعيت رسيده باشه كه از زندگي چي مي خواد و بر اساس اون پيش بره. من توي تمام پست هام تاكيد كردم كه ايشون تصميم قاطع براي زندگي ندارن. ولي اين هم درست نيست كه ما بهشون بگيم بكن يا نكن چون نسخه زندگي من چنين ميگه.
در مورد از خود گذشتگی کاملا موافقم و اگه نباشه زندگی یک روز هم تداوم نداره بعد از عادی شدن همه چی(توي پرانتز بگم اينكه شما سعي مي كنين براي فرار از بحث به لغت ها و حواشي چون اگه سنت كمه چيزي نگو، بپردازين به هيچ عنوان روش درستي نيست و اعتبار صحبت هاي شما رو بالا نمي بره.)
به همون اندازه كه شما توي ساليان عمرتون سعي كردين حق و حقوقتون رو بشناسين و به اين قاطعيت برسين كه ازشون نگذرين، من ِ ايده آل گرا هم توي سال هاي عمرم جنگيدم تا قبول كنم همه مثل هم فكر نمي كنن و اگه من روحيه از خود گذشتگي دارم حقم همسري هست كه چنين روحيه اي داشته باشه وگرنه ازدواج ذره اي ارزش نداره! و ترجيح ميدم با انسان هايي كه هميشه سر حق و حقوقشوون جدال دارن، كمتر برخورد داشته باشم! البته اين ربطي به مرد يا زن بودن نداره. در مورد اين قضيه حرف زياد دارم ولي اينجا جاش نيست.
احسنت قاطعیتی وجود ندارهمن فقط خواهشم اينه كه عقايد خودتون رو به زور قالب نكنين و با صراحت نگين اين زندگي محكوم به شكسته. شكست يا موفقيت اين زندگي به دو ستونش بستگي داره. بهتره شما اينجا در جايگاه يك مشورت دهنده ظاهر بشين و بگين توي اين شرايط اين مشكلات هم ممكنه پيش بياد و جناب استارتر اينها رو هم در نظر بگير مثل صحبت هاي مصباح الهدي. نه كه با قاطعيت بگين اگه من شكست خوردم تو هم شكست مي خوري.
البته ستره خانم شاید شما تجارب ایشون رو ندارید و او تجارب تلخ باعث شه یکی خیلی قاطع بگه نه
حالا من خواهش میکنم که بحث کنید ولی جدال نه همین...چشم خانم مينوش من ديگه بحث نمي كنم. البته اصلا قصدم بحث كردن نبود چون قصدم اين نيست كه اينجا برتري عقايد خودم رو ثابت كنم. من با قانون هاي خودم پيش ميرم و ديگران با قوانين خودشون.
فقط قصدم اين بود كه به جناب بدون وقت اشاره كنم عقايد متفاوتي وجود دارن و صد البته كه ايشون بايد از قبل هدفشون رو تو زندگي مشخص كرده باشن.
جناب بدون وقت این روزها به این اسم عادت کردم جالبه!!!
صد البته اهدافمو هر روزه میبرم زیر ذره بین خودم
ایشالا که همه موفق باشن.
در پایان از همه دوستان شرکت کننده باز هم کمال تشکر رو دارم خوشحال میشم باز هم بیشتر راهنمایی کنید و سوالاتمو پاسخ بدید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)