سلام آقا مهرااد عزیز، مرسی از راهنماییتون ، ولی صحبتای شما خیلی گیجم کرده که چی کار کنم ، از نظر خودم تنها مشکل من برای ازدواج اینه که شرایط کارم stable نیست ، اونم درست میکنم ، من در خودم میبینم اینو که همه چیو درست کنم حتی اگه کارمو از دست بدم ، ولی خب همینی که شما میگی اینکه از نظر روحی من اصلا آرامش ندارم ، روحیم اومده پایین و میتونم بگم که اصلا آدم شادی نیستم دیگه و سطح خفیفی هم از افسردگی تو خودم میبینم که با ورزش کردن برطرفش میکنم ، ولی باتمام این اوصاف من از مسیر زندگیم و مسیر رشدم منحرف نشدم ، دارم کارمو میکنم درسمو میخونم زندگیمو میکنم ولی خب واقعا آدم نیاز به یه همدم داره ، نمیشه که ، به خدا این پایه ای ترین حقوق یه انسانه که با جنس مخالف خودش ارتباط داشته باشه ، این کاملا طبیعیه که من بخوام مستقل باشم این حق منه که بخوام زندگی خودمو داشته باشم ، حالا واقعا گیجم ، اینکه ازدواج راه حل هیچ مشکلی نیست میدونم ولی خب یه انگیزست یه شوق برای من ، منی که سرمایه عاطفیمو این همه سال حفظ کردم حالا میتونم یه رابطه سالم درست کنم ، نمیدونم ولی اگه به من نه بگن با توجه به این شرایطی که دارم خیلی سخت میشه برام ، ولی باید دلشو داشت ، نمیشه که از ترس مشکلات دست رو دست گذاشت و افسرده شد
به خدا این دل من پر از غمه تموم دنیا برام جهنمه
هر چه گویم من از این سوز دلم
به خدا بازم کمه بازم کمه
چه کنم با کی بگم عقده دل رو پیش کی خالی کنم
دردمو با چه زبون به اینو اون حالی کنم
ویرایش توسط stu : پنجشنبه 13 فروردین 94 در ساعت 15:46
علاقه مندی ها (Bookmarks)