سلام
اگه یادتون باشه یه تاپیک زدم به عنوان عشق شدید و دردسر های ان۰من چند باری با این خانوم صحبت کردم ولی ایشون میگن که پاک نیستن و با پسرای متعددی رابطه داشتن منم از بس دوسشون داشتم گفتم موردی نداره۰ولی بازم حاضر به برقراری ارتباط با من نشدن۰نمیدونم برای فراری دادن من این حرفو زذن یا نه ولی نمیتونم فراموشش کنم۰خیلی در عذابم از یه طرفم تا لحظه ای بیخیال میشم شدیدا احساس تنهایی به من حمله میکنه و عذابم میده
دارم دیوونه میشم
واقعا سخته نمیدونم چرا من کسی بودم که اصلا به این چیزا فکر نمیکردم۰الان حس میکنم واقعا نیاز دارم
تمام تمرکزم از بین رفته
قلبم داعما تند میزنه
میلم به غذا کم شده
خوابم سخت شده
فکرم داغونه
کمک کنید?نمیدونم چیکار کنم
چجوری این حس تنهایی رو حذف کنم۰یا از تنهایی دربیام داره مثل خوره منو میخوره:-(








علاقه مندی ها (Bookmarks)