سلام
من هم نظرم اینه که بدون اینکه به روی خودت بیاری با مادرشوهرت رابطه برقرار کنی و بهش تولدشو تبریک بگی بدون اینکه چیزی بروز بدی....اگر هم حرفی زد بگو دعوای زن و شوهریه و انشالله حل میشه...شما خودتون رو نگران نکنید.
خیلی کار خوبی کردی که به همسرت گفتی بیا غذا بخور و ...اینجوری شما تکلیف شرعی و اخلاقی نداری و این بهترین کاره الان.من وقتی با همسر سابقم دعوام میشد برای اینکه حال منو بگیره ! تا صبح توی ماشین میخوابید و دم دمای صبح میامد خونه که مثلا بگه من تا صبح اینور اونور بودم..که من یکروز اتفاقی از ایفون دیدم که داره از ماشین میاد بیرون و ....
پس فکر خودتو خراب نکن....بذار به کاراش ادامه بده...شما اروم باش ....من هم دقیقا مثل شما بودم....تو شرایطی که ایشون منو کتک میزد و قهر میکرد و جای خواب عوض میکرد و میدونستم که حداقل تا یکی دو هفته باهام حرف نمیزنه (من حق نداشتتم نه خانوادمو ببینم و نه نباهاشون تماسی برقرار کنم.با اینکه یکی دو محل با ما فاصله داشتن)و چون مثل الان شما صبرم کم بود میرفتم و به دست و پاش می افتادم و در نهایت با کلی شرط و شروط باهام اشتی میکرد و حتی مجبورم میکرد ازش عذر خواهی کنم..در حالیکه هنوز بدنم و قلبم درد میکرد.....
الان میگم کاش اون موقع من مقاومتم بیشتر بود....
پس شما هم قوی باش...قرار نیست قهر کنی و جای خوابتو عوض کنی...سرجای مشترکتون بخواب و تمام وظایفت رو انجام بده ....یکبار تحمل کن تا برای همیشه بتونی درست راه بری....الان اگر با خواهش و التماس بری جلو شک نکن ارامشت به یک هفته نمیکشه دوباره همین اشه و همین کاسه.....پس تحمل کن
کسی که طلاق خواسته الان ایشونه نه شما....
براش چایی دم کن...میوه براش بذار و ....محبتهای غیر مستقیم کن نه مستقیم.مثلا نمیدونم اگر میره حموم (و عادت داره.دقت کن این عادت داره خیلی مهمه ) براش مثلا لباساشو اماده کن.خلاصه بگم هرکاری که قبلا میکردی هم الان عین همونو براش بکن نه کمتر و نه بیشتر......توروخدا به جمله هام دقت کن...نه کمتر نه بیشتر.
باید بهش بفهمونی که این تویی که داری قهر میکنی (یعنی همسرت) و برای من همه چیز مثل سابقه....فقط مریم جان نباید ضعف نشون بدی....میدونم خیلییییییییی سخته ولی چاره ای نیست.
مریم جان بزرگ شو....تو الان همسر یه مردی ....الان وقت هوای مامان و بابات کردن نیست که به اغوششون پناه ببری....الان وقت جنگ برای زندگیه....برای تمام عمرت.....از این پیله ای که دوره خودت پیچیدی بیا بیرون.....باید با مردم ارتباط برقرار کنی
باااااااااااااااااید
وگرنه کم میاری.....باید به علایقت برسی.....فیلم ببین....از نت کلیپهای اشپزی دانلود کن وووو.....چیزای مورد علاقه ات رو از نت اساسی یاد بگیر.....
پس اگر شرایط منو داشتی چیکار میکردی ؟من همسر سابقم (حیف واژه همسر) علاوه بر همه زجرهایی که بهم میداد ور دلم هم تو خونه بود و مدام همه حرکاتم رو زیر نظر داشت.....حتی یک لحظه بیرون نمیرفت و نمیذاشتم من برم.....
حتی میخواستم برم بیرون دو کلام با خانوادم با این تلفن کارتیا حرف بزنم نمیذاشت....
صبح زود بلند شو/....برو پیاده روی کن (اگر بهت گیر بیرون رفتن نمیده).خیلی راه برو....خیلی
برو تو پارک با خانومایی که صبحا میان پارک معاشرت کن.....
مجله بخر برو تو پارک بخون....
الانم که هوا عالیه.....
مریم واقعا میخواهی صبر کنی؟
پس گریه بی حالی تنبلی بی حوصلگی تا لنگ ظهر خوابیدن و .....همه ممنوع
واگرنه همه زحماتت به باد میره..همشوووووووووووووون
اگر روحیه ات خوب نباشه اگر خورد و خوراکت خوب نباشه کم میاری.....
مریم عزیز همه امیدت به خدا باشه...من در سخت ترین شرایط زندگیم اینجا رو هم نداشتم که چهار تا دوست مجازی فقط حرفامو بشنون....گوشی نداشتم....خانواده نداشتم....بیرون از خونه حق نداشتم برم....پس بازم تو الان موقیعتت بهتره....خداروشکر کن....در بدترین شرایط زندگیت به کسایی فکر کن که خیلی وضعشون الان از تو بدتره....
راستی مریم جان خواهر خوبم
به هیچ وجه شنا کردنو فراموش نکن....شنا درمان فوق العاده خوبیه.....خاصیت اب اینه که انرژی منفی رو میگیره و به جاش انرژی مثبت میده....حتی اگر بلد نیستی در حد راه رفتن توی اب عالیه.....
مراقب خودت و روحیه ات باش...برامون بنویس....موفق باشی
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)