به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 08 اردیبهشت 96 [ 21:40]
    تاریخ عضویت
    1393-10-03
    نوشته ها
    345
    امتیاز
    7,833
    سطح
    59
    Points: 7,833, Level: 59
    Level completed: 42%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    299

    تشکرشده 738 در 270 پست

    Rep Power
    82
    Array
    من همیشه گفتم خداکنه کسی که شعور تربیت و رفتار با دختر ونداره خداهیچوقت بهش دختر نده من کامل درکت میکنم میدونم چه حسی داری

    میفهمم یه دختر چقدردلش میخواد نزدیکترین دوستش مادرش باشه میفهمم الان چقدر دلت میخواست مثل یه دوست هربار که همسرتو میبینی با ذوق وشوق بیای پیش مادرتو از

    لحظات شیرینی که داشتی حرف بزنی اما مهم نیست بهش فکر نکن فکرم نکن تو تنها دختری هستی که مادرش شعور کافی برای برخورد مناسب با دختر تازه عروسشو نداره من خودم از نزدیک تمام این رفتارهاروتو اطرافیان خیلی نزدیکم دیدم


    متاسفانه فرهنگ که مشکل داشته باشه طرز فکر که غلط باشه کاری نمیشه کرد بارها گفتم که خداکنه ادم گیر کسی نیفته که ذهنش پره از تحجر وافکارسنتیه


    اولا شما داری بهترین روزای زندگیتو میگذرونی اجازه نده کسی این روزارو ازت بگیره تا میتونی وقتتو طوری بگذرون که خونه کمتر باشی همینم که میرسی سعی کن تو دید نباشی تا جایی که میتونی

    من نزدیکای عروسیم اصلا تو یه عالم دیگه بودم انگار اطرافمو نمیدیدم متوجه هیچ کس نبودم فقط همه چیزم پر بود از عشق وعلاقم به همسرم این دوران شیرینترین دوران زندگیته که هیچوقت دیگه برنمیگرده

    چرا اینقدر منفعل رفتار میکنی تو بزودی قراره بری ازون خونه پس همه چیزو باجونو دل تحمل کن


    سعی کن به تفکرات مادرت اهمیت ندی بیخیال بابا همه که قرار نیست فهیموباشعور باشن


    فقط یادت باشه فردا روز خودت نشی یکی مثل مادرت همین کافیه


    راجع به اینکه شب عروسیت میخوای خونه خودتون باشید اشتباه میکنی


    حتی اگه خونواده ی خیلی فهیمو روشن فکریم داشتی بازم به نظرم اینکاردرست نبود


    چرا میخوای قشنگترین شب زندگیتو با ترس و اضطراب و حتی حسرت بگذرونی


    من خیلی این مدلی دیدم که عروس داماد رفتن هتل نمیدونم چرا میگی زشته اتفاقا عاقلانه ترین کار همینه


    من اگه بودم لحظه ای شک نمیکردم با همسرت حرف بزن اگر توانایی داره حتما اینکارو بکن همین که بتونی با خیال راحت و برای اولین بار کنار همسرت باشی خودش یه دنیا می ارزه مگه نمیخوای تور موهاتو همسرت باز کنه مگر نمیخوای بعد یه روز پر استرس ارامشو حس کنی چطور میتونی بگی میایم خونه پدر مادرم تو پذیراییم میخوابم ول کن خواهشا مثل بچه دوساله رفتار نکن که از ترس حرف مادرش میره اروم یه جا میشینه


    خیلی حرفا دارم برات بگم خیلی خیلی اونقدر که اگه بخوام بنویسم یه روزمیخوادو حیف همه حرفارو نمیتونم اینجا بنویسم نمیدونم چرا اینقدر حس خواهری بهت دارم فقط دوتا توصیه بهت دارم

    1_به هیچ وجه این روزا روی کارای مادرت حساسیت نشون نده گریه نکن اهمیت نده اصلا اقا جون دور از جونت کر ولال باش همین که شروع کردو حرف زد تو سکوت کن

    بعدشم فورا از ذهنت بیرونش کن بجای اینکه بگی کاش ازدواج نمیکردم

    روزی هزارمرتبه خدارو شکر کن که داری از کسایی که بهت فاز منفی میدن دور میشی و مستقل میشی نمیدونی چه کیفی داره مستقل شدن پس شک نکن که روزای خوبی پیش روته و بهترین تصمیموگرفتی

    2_خواهش میکنم به گرفتن هتل جدی تر فکر کن مطمئن باش خاطراتی توی ذهنت شکل میگیره که تا زنده ای باهاته به حرف من گوش بده این فرصتو از خودتو همسرت نگیر
    اگر احیانا هم نشد بیخیال دیگه
    در کل بازم میگم چنان قلبتو پر از عشق و هیجان دوست داشتن وشروع زندگیت کن کن که نذاری هیچی حال خوبتو خراب کنه
    بازم میام بهت سر میزنم ان شالله دیگه ناراحت و غمگین نبینمت عروس خانوم

    - - - Updated - - -

    راستی من خودم در کنار همه ی اون هیجانهایی که داشتم خاطرات بدی توذهنمم هست که اگه یه ذره جرات مند بودم اگه یه ذره محکمتر و عاقلانه تر رفتارمیکردم نمیذاشتم قشنگترین روز زندگیمو یه سری ادم نفهم متحجر خراب کنن
    اگه عقل الانمو داشتم جلوی دنیا می ایستادم اما اجازه نمیدادم اینهمه حسرت رو یک عمر باخودم داشته باشم نمیذاشتم کسی قشنکترین و پاکترین ارزوهامو ازم بگیره واسه همین دلم نمیخواد تو منفعل باشی نمیخوام تو بعدا حسرت این روزاتو بخوری الان که دارم واست مینویسم اشکام سرازیر شده مهم این نیست کی میره رو اعصابت و کی قراره حالتوخراب کنه مادر
    پدریا خونواده شوهر

    مهم اینه نذاری کسی باهات اینکارو بکنه نذاری مثل بچه ها بری یه جافقط اشک بریزی مهم اینه جراتمندانه رفتار کنی و از حق خودت دفاع کنی
    بدجوری منو بردی به جایی که نباید میبردی
    ویرایش توسط sahar67 : دوشنبه 17 فروردین 94 در ساعت 20:21

  2. کاربر روبرو از پست مفید sahar67 تشکرکرده است .

    کیت کت (دوشنبه 17 فروردین 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. خراب کردن زندگیم یک ماه قبل از عروسیم با همراهی مادر شوهر و برادر شوهرم
    توسط rooznika در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 45
    آخرين نوشته: شنبه 29 خرداد 95, 09:26
  2. موسیقی بی کلام فوق العاده
    توسط pasta در انجمن موسیقی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: جمعه 06 تیر 93, 16:56
  3. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 12 فروردین 93, 11:36
  4. به اين احساس اوليه اعتماد كنم؟؟؟ ... به نظرتون من زود قضاوت ميكنم؟؟؟
    توسط rama25 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 33
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 شهریور 91, 09:00
  5. عروسیمه اما نمیخامش
    توسط n.erfani67 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 45
    آخرين نوشته: شنبه 21 اسفند 89, 11:14

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:55 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.