آونگ محترم ممنونم
نه من ناراحت نشدم شما میگید فرض کنم مگر با فرض میشه زندگی کرد فقط باید خودمو گول بزنم
من تا زمانی که همسرم واقعن اطمینان پیدا کنم که همسرم بهبود پیدا میکنه به این روند میتونم ادامه بدم ولی اما اینکه فرض کنم همسرم فلجه ... و ازش انتظاری نداشته باشم در ذهنیت من نمیگنجه.... من فردا میخوام بچه دار بشم اگر فرض کنم که همسرم نمیتونه به کاراش برسه بعد مسئولیت دو نفر به عهده من خواهد بود و من واقعن قادر نیستم .... شاید بتونم و اراده کنم ولی نمیخوام این وضعیت رو داشته باشم .
انتظاری از طرف مقابل نداشته باشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(((((همسرم من طرف مقابل نیست همسرم طرف موازی با منه که باید با هم راه بریم نه در مقابل هم یعنی در کنار هم .........درسته جاهایی من باید همراهی کنم و انتظار بی جا نداشته باشم
اینکه به موقع سر کالاس حاضر بشه وو یا اینکه میگه فلان ساعت میام دنبالت و میدونه پدر من سرطان داره و هر لحظه که از وقتش بگذره احتمال حاد شد نه حالش میشه ... من نبیاد ازش انتظار داشتم که به موقع بیاد و بگم که روش حساب نمیکنم ... من روش حساب نمیکنم درست خودم میرفتم و پدرم ولی وقتی خودش اصرار بر این داره بیاد
چیییییییییییییییییی
اما دیر میکنه و کلی باعث ناراحتی مام میشه و حتی خانواده ام که الان اصلن حاضر نیستن ببینشنش








علاقه مندی ها (Bookmarks)