به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 08 اردیبهشت 94 [ 11:38]
    تاریخ عضویت
    1393-7-25
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    506
    سطح
    10
    Points: 506, Level: 10
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class500 Experience Points
    تشکرها
    7

    تشکرشده 9 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط fkh4466 نمایش پست ها
    سلام عزیزم.توی ازدواج نقش خانواده ها رضایت و هم کفو بودنشون خیلی مهمه.حتی تصور خانواده ها هم نسبت به هم خیلی مهمه حتی اگه صد در صد درست نباشه خانواده یکی از طرفین در توهم باشن!!!
    .ببین من خودم سابقه ی همچین آشنایی رو داشتم.یادم نیست دقیقا کی بود.یادمه همین دو سه سال پیش بود.همون موقع که سریال زمانه رو پخش میکرد و خیلی چیزامو توی اون فیلم میدیدم.
    پسری رو میخواستم که جونش برای من در میرفت و به قصد ازدواج اومد سراغم.خواستیم کمی اشنا بشیم و اماده بشیم و غیره.انقدی زود به هم دل دادیم که حرفی نموند و یه مدت تایم رفت واسه امادگیهای خودمون.مثلا اون خونه بخره تا پدر من مخالفت نکنه و غیره.
    بالاخره روز خواستگاری فرا رسید....اومدن خونمون.از یک منطقه معمولی شهر بودن که البته الان اسم در کرده اما خب من و خودشون میدونستیم چند سال پیش از طریق یه تعاونی اونجا رو خریده بودن!
    با یک پراید و تحصیلات پسر که از من کمتر بود.خونه ما هم معمولی و یک خانواده معمولی.ادعایی ندارم اما حداقل در سطح اونا بودیم.بابای من خیلی باهوش و اما خاکیه.خیلی با مرامه واسه غریبه ها البته!!!وقتی پاشونو از در گذاشته بودن بیرون مادرا و خواهر و زنداداش پسره شروع کردن که واااای بابای دختره چه حرفی داره با بابای با کلاس ما بزنه یا واااای چرا برادر دختره زیاد حرف نزد چرا خود دختره کم پذیرایی کرد چرا بابای دختره کتشو در اورده بود و در سطح ما نبودن و به قول تو حرفهای نا درست و بعضا مسخره.تا جایی که ظرف چند ماه پسری که به من میگفت تو شکل دختر شایسته های خارجی هستی و فقط قدت کوتاه تره! حالا بهم میگفت چرا به من تلقین کرده بودی که خیلی خوشگلی؟؟؟!!!مامانمینا میگن تو زشتی!!!
    کاری به عدم وجود مهارت زندگی توی اینجور پسرها ندارم اما میخوام بگم یه پسر منفعل خیلی خطرناکه و دیر یا زود خودشو زندگیشو با حرف مامانشو خواهرشو غیره میچرخونه.
    تو شاید سنت کم باشه و یکمی احساساتی.بزار بگم منم از فردای خواستگاریم همین حال تو رو داشتم و فکر میکردم دیگه نمیشه بدون اون پسر زندگی گرد!!!حتی یه دفتر بدون تاریخ داشتم که حال و هوای اون روزامو توش مینوشتم.چون مامانم در جریان علاقه من بود و اگر باهاش دردو دل میکردم که اون پسر و خانوادش چه قدر تحقیرم کردن پا به پای من میخواست دلش بشکنه یا اشک بریزه.یا نفرینشون میکرد...حتی فردای خواستگاری خانواده پسر و حتی خود شخص مادرش به من و مامانم زنگ زدن که دست از سر پسر ما بردارین!!!
    یعنی با یکبار مقاومت پسرشون داشتن کار رو به ابرو ریزی میرسوندن!خلاصه بگم دور این رابطه رو خط بکش.بزار همیشه شوهرت با خانوادش دنبال تو بیفتن نه تو دنبال اونا.الان که ازدواج کردم حال و هوای اون روزا که توی دفترم دیدم خیلیییییی واسم عجیبه!!!اصلا یادم نیست حتی به اون پسر علاقه ای داشتم!البته این دفترو چند روز پیش اتفاقی لای کتابام پیدا کردم و خوندم از سر کنجکاوی و حالا هم انقد برام بی تفاوته که شده چرک نویسم!!!یعنی حتی دور ننداختمش!!!
    خلاصه میخوام بگم شاید من چند سال بعد تو باشم.این رو بدون که خانواده ها نقششون خیلی مهمه.نزار برادرت رو خرد کنند.قبل از اینکه این کارو بکنند عطاشونو به لقاشون ببخش.نزار بیان رو در رو تو و خانوادتو خرد و تحقیر کنن.به مادرت و پدرت و برادرت فکر کن که ارزو دارن دختر نازشونو با سلام و صلوات و منت و ناز بیان ببرن نه با دعوا و فحش و دلخوری.بزار اگه طالبن اونا بیان جلو.من بهت قوووول میدم شاید دو سال دیگه به حرفهای الانت بخندی.

    سلام دوست عزیزم ...
    خیلی خیلی ممنونم از حرفای خوبتون ...
    حق کاملا با شماست ...
    من دیگه به اون شخص به هیچ وجه اجازه نخواهم داد که خانواده مو یا برادرم رو زیر سوال ببره ، چون با این شخصیت خودشون تنها کسی که باید زیر سوال بره خودشونن ...
    توی این مدت زیاد فکر کردم ..
    من کسی نیستم که بتونم با این رفتار های زننده ی کسی کنار بیام ، واقعا به یک مرد نیاز دارم واسه ی آینده ام که هیچ شکی به نا توانیش در آینده نداشته باشم ... هرچی علاقه بوده تموم شده ...
    واسم سخت بود و هست چون دختری هستم که اگه احساساتم رو به کسی ببخشم تا ابد به او وفادار می مونم و تغییر احساساتم بسیار واسم سخته ...
    ولی احساسات داشتن به همچین شخصی خیلی اشتباه هست ... وقتی ایشون ارزشی واسه شخصیت و خواست های خودشون قائل نیستن چه طور میتونن برای من در آینده ارزش قائل باشن ... میخواستم از شخصیت پر نقصشون توی این مدت کاملا آگاه بشم که شدم ...
    دیگه هم نه خودمو نه آینده ام رو علاف همچین فردی نمی کنم ...
    منم اتفاقا از این دو سال دفترچه خاطراتی دارم که دلم نمیخواد نابودش کنم فعلا ...
    توی اون دفتر پر از اشکه ... چون توی این دو سال هم کم منو آزار ندادن ...
    واسشون آرزوی خوشبختی میکنم و به خدا واگذارشون میکنم ...

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط فدایی یار نمایش پست ها
    سلام خانم محترم...گفتنی ها رو دوستان گفتند... امیدوارم با این اقا رابطه ی خارج از عرفی نداشته باشید که اگه بخواید با فرد دیگه ای ازدواج کنید فردا براتون دردسر ساز بشه...

    فردی که این قدر دهن بین باشه به درد زندگی مشترک نمی خوره حس کردم شاید ایشون یک پسر 19 ساله بودند...از یک پسر 24 ساله بعیده... می دونید از همه بد تر چیه

    یک خانم میخواد به مردش تکیه گاهش باشه وقتی بهش یا علی گفت دیگه تا اخرش باهاش بیاد....

    از همه بدتر باز اومدند سریع یک شبه تصمیمشون رو عوض کردند تحت تاثیر صحبت های خانواده و سریع به شما گفتند بدون هیچ فکر و مشورت دیگه با فرد دیگه ای....

    اگه باهاشون رابطه ی خارج از عرفی نداشتید همه چی رو تموم شده ببنید... این طوری شاید یک درصد هم که اون اقا پشیمون بشند شده یک روز یا یک سال بعد..اون وقت بهشون بگید ایشون هنوز زمان سن ازدواجش نرسیده و با چیزی که شما تصور داشتید فرق دارند... و بگید اگه قرار باشه چنین اخلاق هایی داشته باشند نه تنها با شما بلکه بهتره با هیچ دختری فعلا اشتباه نکنند...

    شما دیگه سن احساساتی بودن بیش تر رو دارید ازش رد میشید و اخراش هستید ...پس لطفا عاقلانه تصمیم بگیرید...


    شما اگه قرار باشه با این شرایط به ایشون رو بدید فک می کنه واقعا خبریه و حرف پدر و مادرش نکنه درسته و... و بیش تر دچار تردید میشه...ولی اگه محکم روی حرفتون بایستید و بگید همه چی رو تموم شده می بینید خیلی براتون بهتر و حرمتتون حفظ میشه.. البته من نمیگم این رفتار رو انجام بدید که اون اقا پشیمون شه و برگرده(هر چند با این رفتار وقتی ایشون یک دفعه ببینه شما هم خیلی راحت وانمود می کنید و همه چی رو تموم شده می بینید و شما رو یکدفعه از دست رفته ببینه یکدفعه ممکنه به خودش بیاد... )..این طوری دیگه شما بیش تر ناراحات نمیشید و احترامتون هم حفظ شده...چه طرف پشیمون بشه چه نه...


    در نهایت یک پیشنهاد دارم ... بعد این رفتار اگه ایشون پشیمون شدند واقعا و... توی همین تاپیک ادامه بدید و بگید..بعدش شاید بشه با پرسیدن سوالایی متوجه شد ایشون واقعا میشه بهش تکیه کرد یا نه...که اگه میشد بازم شما هیچ رابه ای حتی در حد پیام هم باهاشون برقرار نمی کنید و میگید فقط خواستگاری رسمی جلوی خانواده ها و هیچ حرف مشترکی نداریم.


    شما از اولش اشتباه کردید با ایشون توی اون سن بدون اطلاع خانواده ها رابطه برقرار کردید...اشتباه بزگرتر این هستش که هنوز به اون رویا ها و انتظارات زیبا که هر کسی میتونه داشته باشه فکر کنید... همه چی رو تموم شده ببنید... روی حسن های خودتون کار کنید مطمئنا خواستگار های خوبی که قدر دان حسن های شما باشند و از ابتدا درست باهاشونرابطه برقرا کنید تا شان شما حفظ بشه و خیلی بیش تر خوشبخت پیدا بشید به امید خدا خواهد اومد. یادتون باشه تمام این حس های خوبی که توی ذهن شما نقش بسته صرفا چون شخص مقابلتون اون اقا هست نیست... بلکه هر کسی توی این سن یک تصوراتی داره که تا از یکی خوشش بیاد یک سری خاطرات شیرین براش تداعی میشه و....
    پس نگران نباشید.


    با ارزوی موفقیت.
    .
    .
    .
    ضمنا توضیحات دوست مجترم fkh4466 بسیار واقعا درست بود... منم توی یک دفتری که دارم روزایی که خیلی احساساتی میشم رو نوشتم... از چند سال پیش و... کسایی که یک روز فکر می کردم بهشون ازدواج کنم و تا میدیدمشون فکر می کردم دیگه اون نیمه ی من هستش و... الان که مثل ایشون خاطرات قدییم رو میخونم میگم واقعا یادش بخیر چی حس هایی داشتم...همه اینا تموم میشه...و سن خاص خودشو داره...

    الان اون اقا هم پشیمون بشه میدونید شان شما اومده پایین دیگه میگن دختره از اول با پسرمون رو داده..حالا هم که پسر ما هست دچار تردید شده این دختره هنوز میخواد و....

    با قول دوستمون باید خواستگار طوری باشه که خواهان شما باشند و خود و خانوادش ارزوی وصال با شما رو داشته باشند تا ارزش شما بالا باشه.
    سلام ..
    خیر من هیچ رابطه خارج از عرفی با ایشون نداشتم ...
    صحبت های شما صحیحه ...
    توی این مدت من زیاد سعی داشتم خودم رو گول بزنم ... بگم چرا باید همه چیز اینجوری تموم بشه ...
    ولی دیگه به خودم اومدم ... تازه فهمیدم همه چیز به نفع من تموم شده ...
    خوشبختی که ممکن بود در آینده نصیبم بشه بهم برگردونده شده .. موندن به پای کسی که همه ی وجودش رو حرفای پدر و مادرش احاطه کردن دیوانگی محضه ...
    هرگز این خوشبختی که دوباره بهم برگردونده شده رو با چیزی عوض نمیکنم ............
    هرگز ...
    ایشون هم برن بشینن هرچی پدر و مادر میگن رو تمام و کمال انجام بدن ...
    وابستگی اینجوری به پدر و مادر جز دردسر چیزی واسه ی دختر به همراه نداره ...
    شخصی که به خاطر به کرسی نشوندن حرفای خودش حاضره همه چی بگه و همه چیزو تغییر بده به درد زندگی مشترک نمیخوره :)
    دقیقااا .....
    خیلی ممنونم واسه ی حرفاتون
    ویرایش توسط M A H S H A D : شنبه 29 فروردین 94 در ساعت 14:03


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آیا راه درس جدایی است؟
    توسط mordad در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: سه شنبه 07 بهمن 93, 13:45
  2. قوانین جزایی تا چه حد منصفانه است؟
    توسط idenay در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: جمعه 03 بهمن 93, 22:53
  3. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: یکشنبه 25 خرداد 93, 15:14
  4. میخام به جدایی فکر کنم ایا راهی هست؟
    توسط fakhteh1365 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: شنبه 22 تیر 92, 11:36
  5. آیا روش جلو رفتنم برای آشنایی صحیح است؟
    توسط h-m69 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: جمعه 26 خرداد 91, 00:40

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.