به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 اردیبهشت 95 [ 13:04]
    تاریخ عضویت
    1393-12-26
    نوشته ها
    103
    امتیاز
    4,880
    سطح
    44
    Points: 4,880, Level: 44
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class3 months registered
    تشکرها
    934

    تشکرشده 329 در 91 پست

    Rep Power
    38
    Array

    چگونه میتوانم در این شرایط برای ازدواجم قدمی بردارم؟

    سلام به همگی، من به همراه خانواده ام نزدیک دوازده سالی هست که به تهران نقل مکان کردیم و قبلش در یه شهرستان کوچیک زندگی میکردیم یعنی وقتی من بیست ساله بودم... و تازه شیش سال هم من در شهر دیگه دانشجو و مشغول ادامه تحصیل در مقطع لیسانس و فوق بودم.. یعنی عملا دیده نمیشدم نه توی مهمانی ها ونه مسافرت ها، اعتراف میکنم کاملا عین کبک سرم توی برف بود و فقط دنبال درس و مشقم بودم و اصلا به ازدواج فکر نمیکردم و حتی دختر خیلی شاد و سرحالی هم بودم طوری که الان دلم خیلی برای اون موقع تنگ شده..متاسفانه ما در تهران کسی رو نداریم و کاملا منزوی هستیم یعنی اگرم جایی بریم خانوادگی و واسه تفریحه... دو تا از برادرهام هم اصلا ایران نیستند و جالبه که فامیل و خانواده زن داداش هام هم وقت عید تا عید میبینیم ، یعنی همه وصلت میکنند و خانواده اشون و ارتباطاتشون بیشتر میشه ولی با ازدواج دو تا داداش هام مخصوصا که از ایران هم رفتند خانواده ما کوچکتر شد، همه اینها رو گفتم که یعنی امکان معرفی و دیده شدن من نیست انگار، فامیل هامون هم که شهرستان هستند هم فقط از راه دور در حد احوالپرسی در تماسیم.. و از همه بدتر هیچکدوم فکر نمیکنند من و خواهرم خواستگار نداریم فعلا... قبلا داشتییم که رد کردن مامان و بابا..... این روزها محل کارم به شدت ازار دهنده شده.... خیلی احساس تنهایی میکنم... نمیخوام دختر حسودی باشم... ولی ترس هایی به جونم افتاده که نکنه سرنوشت من تنهایی... ایا اگر همون شهرستان خودمون بودیم من الان بازم تنها بودم؟ من چه قدمی میتونم بردارم برای ازدواجم توی این شرایط؟

  2. 4 کاربر از پست مفید یه دختر سرگردان تشکرکرده اند .

    hamed-kr (یکشنبه 13 اردیبهشت 94), lalejam (چهارشنبه 16 اردیبهشت 94), meinoush (یکشنبه 13 اردیبهشت 94), بارن (دوشنبه 14 اردیبهشت 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. همسرم نمیتواند مرا درک کند
    توسط نارجیس در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: پنجشنبه 22 مرداد 94, 05:21
  2. نمیتوانم خودم را متقاعد به ازدواج کنم
    توسط سارا66 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: شنبه 18 خرداد 92, 14:24
  3. چگونه رگ خواب مردی میتوان فهمید
    توسط مریم زد98 در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: شنبه 04 آذر 91, 13:02
  4. خیانت شوهرخواهرم به خواهرم ، من چه کار میتوانم بکنم ؟
    توسط soha10 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: چهارشنبه 17 آبان 91, 09:52
  5. پیامدهای سنگین یک رابطه، نه میتوانم فراموش کنم نه میتوانم ادامه بدهم
    توسط kindly girl در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: دوشنبه 14 فروردین 91, 02:26

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.