عزیز دلم مریم جان...وقتی تایپیکت رو خوندم یاد اولای ازدواج خودم افتادم...انقده وابسته بودم که اگه تا صبح شوهرم پای تی وی بیدار بود..من چشم روی هم نمیزاشتم و توی جام بیدار بودم و انتظارش رو میکشیدم...و این اصلا خوب نیست..اما با گذشت زمان همه چی ردیف میشه...یعنی من ده سال دیگه توام....!!
ناراحتی شوهرت از اینه که دوست نداشته تو توی اون حالت بببنیش...یه جوری کم اورده.....از طرفی غرور مردانش اجازه نمیده قبول کنه که اشتباه کرده...از طرفی هم دوست نداشته تو اونو در حال دیدن عکس میدیدی....ای کاش به روی خودت نمیاوردی....و با سکوتت بهش میفهموندی که اشتباه کرده..الانم داره لجبازی میکنه...به نظرم تو اصلا به روی خودت نیار که با هم قهرید..خیلی معمولی باش...و اینکه هیچم لازم نیست بری منت بکشی...که عادت کنه.. و این بشه یه حربه واسه دفعات بعد...خودتو بیخیال بگیر...اون نقطه ضعف تو رو فهمیده...خیلی خیلی عادی باش..مثل بقیه روزا...خودش اشتی میکنه...دیگه به هیچ عنوان مطرح نکن که چرا اون عکس رو نگاه کردی...در ضمن خیلی توی این مسائل بهش گیر نده...که مجبور بشه بره توی فاز پنهان کاری...و مثلا اینجور عکسا رو پنهونی نگاه کنه.یا اینکه قبح کارش بریزه و علنا ..جلو خودت از اینجور کارا بکنه....باهاش رفیق باش...الانم اشتی کردی...یا قهر موندی...دوباره حرفش رو پیش نکش که به ضرر خودته.








علاقه مندی ها (Bookmarks)