به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 09 خرداد 94 [ 00:53]
    تاریخ عضویت
    1394-2-31
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    56
    سطح
    1
    Points: 56, Level: 1
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    7 days registered
    تشکرها
    2

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    6 میخوام خواستگارمو برگردونم.

    سلام دوستان<br>لاله هستم 28 ساله و دارای مدرک کارشناسی ارشد.
    ممنون میشم راهنماییم کنید.خیلی خیلی برام مهمه
    تقریبا 4 ماه قبل برای اولین بار تو یکی از سایت های اجتماعی با یه آقایی آشنا شدم که موقعیتش به نظرم عالی بود.بعد از چند بار حرف زدن گفت که میخواد ازدواج کنه و دنبال یه کیس مناسب میگرده و کلی خواهش کرد که شمارمو بهش بدم.ولی من چون تا حالا ازین کارا نکرده بودم میترسیدم که شماره بدم و از طرفیم از ظاهرش راضی نبودم واسه همین زیاد اهمیت نمیدادم.خلاصه دقیقا بعد از 2 ماه من شمارمو بهش دادم و از اول عید تلفنی با هم حرف میزدیم و من کم کم بیشتر مطمان میشدم که این آقا برای من مناسبه. قرار شد همدیگرو ببینیم ولی این آقا مرتب میگفت بخدا خیلی مشتاقم ولی خیلی سرم شلوغه تو عید و مدام میگفت مهمون دارمو فلانو فسار.البته راستم میگفت چون هم تک پسر بود هم لینکه پدر نداشت.خلاصه منم درک میکردم ولی گاهیم میگفتم اگه برات مهم و جدی باشه میتونی 30 دقیقه وقت پیدا کنی واسه دیدنم.اونم اصرار میکرد که تا وقتش میشه یه عکس برام بفرس که ببینم که من موافقت نکردم.اینم اضافه کنم که منم فقط عکس ایشونو دیده بودم.خلاصه گذشت و گذشت تا اینکه یه روز زنگ زد گفت بیا بیرون من دم در خونتون هستم زود بیا که ببینمت. منم تعجب کردم گفتم این چه رفتاریه ؟باید قبلش به من میگفتی که منم آماده شم،گفتم منم باید شمارو خوب ببینم نه اینکه بشینی تو ماشین فقط شما منو ببینین.تقریبا نیم ساعت دم در ما بود و اصرار میکرد ولی من میگفتم اگه برات مهم بود قبلا باهام هماهنگ میکردی.خلاصه با کلی اصرار حاضر نشدم که برم. اونم گفت باشه و رفت.یه روز دیگه باز زنگ زد که تا نیم ساعت دیگه میام دم در خونتون.باز همون بحثای دفعه قبل شروع شدو گفتم برات مهم نیست واسه همین یه دفعه ای تصمیم میگیری.اونم گفت از اول خیلی خیلی برام مهم بود ولی انقد دستی دستی کرد دیگه مثل اولا نیستمو خیلی وقت پات گذاشتمو از این حرفا.منم گفتم خوب گه مثل اولا نیستی پس برو.ا.نم گفت اگه برم دیکه نمیاما،گفتم به سلامت.اونم رفت.فرداش با اینکه برام سخت بود خودم بهش اسمس دادم و معذرت خواهی کردم و گفت که من دارم میرم بیرون تو هم بیا.ولی اصلا جواب نداد.الان یه ماهه که ازش خبری نیست.چند برام بهش پیام دادم ولی اصلا ج نمیده.s>خیلی ناراحتم که بدون اینکه منو ببینه و بشناسه رفت.میخوام منو ببینه و بدونه که چه دختری هستم.چون پسر خوبی بود.به نظز شما باید چیکار کنم؟
    ویرایش توسط lale55 : پنجشنبه 31 اردیبهشت 94 در ساعت 15:33


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:56 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.