همفکری و راهنمایی لازم دارم. از دوستان خواهش میکنم کمک کنید بهترین تصمیم رو بگیرم
یکی از گلگی های همسر سابقم توی این چند ماه اخیر این بود که " چرا وقتی خانوادم دسته جمعی میرن مسافرت، ما باهاشون نمیریم؟؟؟ "
( همسر من همیشه با خانواده خودش خوش میگذروند، البته من خودمم دوست داشتم باهاشون باشم و همه جا باهم میرفتیم! ولی با خانواده من اصلا اینجوری نبود، منم زیاد بهش اصرار نمیکردم که نارحت نشه و خیلی کم پیش میومد که با خانواده من بریم گردش یا مسافرت! ولی وقتی احساس کردم که زیادی دارم کوتاه میام گفتم از این به بعد یکبار با خانواده تو میریم، یکبار با خانواده من! و تا زمانیکه یاد نگیری که با خانواده من خوش بگذرونی دیگه با خانوادت بیرون نمیام !!!و از سال ۹۲ دیگه مسافرت نرفتیم!
حالا مسئله اینجاست!!!
اونها هر سال تعطیلات نیمه خرداد همگی میرن شمال! و امسال هم صد درصد میرن! و بخاطر اینکه مامان علیرضا تنها نباشه اونم میبرن!
من بدون اینکه یاد این قضیه باشم تصمیم گرفته بودم پسرم و برای تعطیلات بیارم پیش خودم و ببرمش گردش! ولی یدفعه یاد مسافرت هر ساله شون افتادم ...
الان چیکار کنم؟؟؟
بذارم با مادرش بره؟ با خودم ببرمش؟ اگه بیارمش پیش خودم (با توجه به اختلافی که بالا توضیح دادم) مادرش فکر میکنه از سر لجبازی این کار و کردم؟
از طرفی هم برادرام و برادرزاده هام چند وقته میگن علیرضا رو بیار باهم بریم بیرون!
نمیدونم چیکار کنم!
من اصلا قصد لجبازی ندارم! فقط میخوام بهترین تصمیم و بگیرم! که همسرم ناراحت نشه و حرص نخوره و هم خودم احساس نکنم که بخاطر این قضیه غرورم خورد شده و مغلوب شدم ....
نمیدونم منظورم و درست بیان کردم یا نه!؟!؟!؟ یا اصلا طرز فکرم درسته یا نه!؟!؟!؟
لطفا راهنمایی کنید ...








علاقه مندی ها (Bookmarks)