به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 56

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 مهر 99 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1394-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    10,371
    سطح
    67
    Points: 10,371, Level: 67
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassRecommendation Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,397

    تشکرشده 182 در 60 پست

    Rep Power
    0
    Array
    همفکری و راهنمایی لازم دارم. از دوستان خواهش میکنم کمک کنید بهترین تصمیم رو بگیرم
    یکی از گلگی های همسر سابقم توی این چند ماه اخیر این بود که " چرا وقتی خانوادم دسته جمعی میرن مسافرت، ما باهاشون نمیریم؟؟؟ "
    ( همسر من همیشه با خانواده خودش خوش میگذروند، البته من خودمم دوست داشتم باهاشون باشم و همه جا باهم میرفتیم! ولی با خانواده من اصلا اینجوری نبود، منم زیاد بهش اصرار نمیکردم که نارحت نشه و خیلی کم پیش میومد که با خانواده من بریم گردش یا مسافرت! ولی وقتی احساس کردم که زیادی دارم کوتاه میام گفتم از این به بعد یکبار با خانواده تو میریم، یکبار با خانواده من! و تا زمانیکه یاد نگیری که با خانواده من خوش بگذرونی دیگه با خانوادت بیرون نمیام !!!و از سال ۹۲ دیگه مسافرت نرفتیم!
    حالا مسئله اینجاست!!!
    اونها هر سال تعطیلات نیمه خرداد همگی میرن شمال! و امسال هم صد درصد میرن! و بخاطر اینکه مامان علیرضا تنها نباشه اونم میبرن!
    من بدون اینکه یاد این قضیه باشم تصمیم گرفته بودم پسرم و برای تعطیلات بیارم پیش خودم و ببرمش گردش! ولی یدفعه یاد مسافرت هر ساله شون افتادم ...
    الان چیکار کنم؟؟؟
    بذارم با مادرش بره؟ با خودم ببرمش؟ اگه بیارمش پیش خودم (با توجه به اختلافی که بالا توضیح دادم) مادرش فکر میکنه از سر لجبازی این کار و کردم؟
    از طرفی هم برادرام و برادرزاده هام چند وقته میگن علیرضا رو بیار باهم بریم بیرون!
    نمیدونم چیکار کنم!
    من اصلا قصد لجبازی ندارم! فقط میخوام بهترین تصمیم و بگیرم! که همسرم ناراحت نشه و حرص نخوره و هم خودم احساس نکنم که بخاطر این قضیه غرورم خورد شده و مغلوب شدم ....
    نمیدونم منظورم و درست بیان کردم یا نه!؟!؟!؟ یا اصلا طرز فکرم درسته یا نه!؟!؟!؟
    لطفا راهنمایی کنید ...
    چقدر زود دیر میشه!!!
    ویرایش توسط morteza2487 : جمعه 08 خرداد 94 در ساعت 23:22


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. شوهرم را دوست دارم، اما به من خیلی بی توجه شده!
    توسط maryam_sh در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 38
    آخرين نوشته: دوشنبه 19 آبان 93, 19:32
  2. شوهری که منو دوست داشت حالا به من بی توجه شده!!
    توسط مژگان 2 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: جمعه 31 شهریور 91, 08:33
  3. پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 خرداد 91, 22:27
  4. ناتواني در بيان دوست داشتن
    توسط ايدا هاشمي در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: جمعه 07 دی 86, 01:57

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.