سلام خانم شیما
منم خندم گرفت از حرف لبخند :) همه ی ماها اول فکر میکنیم فقط خودمون دیوونه اییم ... باور کن این فکرایی که تو میکنی منم یه زمانی زیاد میکردم قوه ی تخیلم خیلی قویه گاهی وقتا خودم از تعجب شاخ در میارم .. علتشم اینه که من خیلی استرسی هستم یا بودم یه مدتی خیلی وضع روحیم بد بود واسه هر کاری اضطراب شدید میگرفتم ... دقیقا از همه چیز میترسیدم حتی از کارای خیلی ساده
البته هنوزم ادم بیخیالی نیستم اما سنم بالاتر رفت خیلی بهتر شدم . فقط اینو بهت بگم اگه نیاز به درمان داروویی داشته باشی و روانپزشکت تشخیصش خوب باشه معجزه میکنه ... البته باید کسی باشه که مشاوره هم بده یا یه مشاور جدا هم بری ... هیچ ترسی ام نداره اتفاقا خیلی سبک میشی وقتی این حرفاتو کسی بدونه اونم کسی که قصدش کمکته و رازداره ... حتما بروو حتما
گفتم بدونی روانشناس از هر ادم دیگه ای ترسش کمتره
یه چیز دیگم باید خودت رو تو موقعیت قرار بدی از چیزایی که میترسی فرار نکنی ... همش بگی فوقش نشد دیگه چی میشه... واقعا اگه نشه چی میشه ؟؟؟
مثلا بری خیاطی بعد ول کنی چی میشه ؟؟؟؟؟؟ اگه نتونی بدوزی چی میشه ؟؟؟ من ببخشید مثل سگ از رانندگی میترسیدم ولی خیلی دوس داشتم رانندگی کنم گفتم هر جوری که هست باید اینکارو بکنم یادمه روز اول دلو زدم به دریا تنها ماشینو بردم رفتم دنبال دوستم باور کن دستام رو فرمون میلرزید چند سال رانندگی نکرده بودم دندرو به زور جابجا میکردم ولی روز اول رفتم تو ترافیک و شلوغی کلی واسم بوغ میزدن!!! خودمو میزدم به بیتوجهی ... دقیقا 3 روز اینجوری بودم اما نمیدونم چی شد بعد از سه روز یهو ترسم ریخت! هنوز خیلی مونده بود تا یاد بگیرم ولی ترس نداشتم الان دیگه خودمو شوماخر میدونم
با خودم میگم این چه ترس بیخودی بود اون موقع داشتم ..
میخواستم بیام سر کار هم از محیط جدید میترسیدم ! از ادما ! کلی فکر و خیال میکردم راجع به ادما ... ولی بعد از یک ماه انقد باهاشون جور شدم با اینکه سخته ولی خونه باشم دپرس میشم دوس دارم بیام سر کار... خیلی چیزای دیگه بود که خودمو تو موقعیت قرار دادم خیلی جا ها هم ضربه خوردم ولی دوباره بلند شدم سعی میکنم حرفارو نشنیده بگیرم ...
پس ببین سخت نیست ... فقط فکر میکنی که نمیتونی اون کارو درست انجام بدی فقط توهمه باید بری انجام بدی حتی با ترس و استرس شاید اونقدی که فک میکنی ترس نداشته باشه ... وقتی جایی دعوت میشی برو ... دلیلی نداره حتما مثل بعضیا نقل مجلس باشی سخنرانی کنی میتونی اروم بشینی اما خوشحال باشی حتی نشون بده که خوشحالی بخند ..
خیلی موارد دیگه هست
ولی حتما روانپزشک برو ممکنه دارو تجویز کنه .. چیز خاصی نیست اصلا ... داروهای ضد اضطرابه .. خیلی کمکت میکنه .. اول ارومت میکنه بعد باعث میشه دنبال کارایی بری که ازشون میترسی ..
همیشه لبخند بزن......
برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید را باز گرداند....
گاهی قوسی کوچک میتواند معماری یک سازه را عوض کند..
علاقه مندی ها (Bookmarks)