من به عنوان یک مرد در قالب مشخصاتی که ازش توصیف کردی :
شوهر شما آدم باهوش و مردم داری هست و اینکه هیچوقت اجازه نداده این همه گیر دادن های شما به بحران و بلوشه تبدیل بشه از سیاست و آگاهی شوهرتون هست که میدونه چطور باید بحران ها رو مدیریت کنه بر خلاف شما که بیشتر مواقع از روی احساسات و چه کنم کاری ها و عاسی شدن های شما رفتارهای غیر معقولی از شما سر میزنه ...
.
شوهر شما خوب بلده که از اون حرف هایی بزنه که شما جمله بندیش میکنین و سفارش میدین که براتون بازگو کنه ولی نمیکنه و نمیگه. این از سیاست شوهر شماست و از این طریق میخاد شما و احساسات شما رو تو کنترل خودش داشته باشه و یه جور تشنه محبت نگرتون داشته.
خب حداقل فک کنم 10 سال از زندگی شما میگذره و این مدت به نظرم کافیه که ثابت کنه روشی که برای زندگیتون در پیش گرفتین نتایج مورد انتظار و موثری رو نداشته و وقتش رسیده که تغییر اساسی در نگرش و رفتار متقابل با شوهرتون داشته باشین.
.
تا حالا سعی کردی که با شوهرت در مرحله اول دوست باشی بعد زنش ؟ اینکه آویزون شوهرت باشی برای هیچ کس این حالت قابل تحمل تحمل نیست و خفه کنندگی براش میاره به نظرم به خاطر همین شوهر شما دوست داره با کبوترهاش یا مطالعه و بحث های سیاسی و اجتماعی با همفکر های خودش داشته باشه... احتمالا شما شاید حس حسرت بودن جای یکی از کبوتر های شوهرتون رو هم داشته باشین
و اینم بگم تا این شرایط تغییر کنه و اونطور که دوست داری بشه مدت زمان و صبر زیادی میخاد.
و اینم بگم که اصلت اهمیت نده که دیگران در مورد شما چی فکر میکنن ... اصلن بیشتر این حسادت شما توجه و اهمیت دادن بیش از اندازه شما به حرف ها و نظرات اطرافیان به رابطه شما هست و اینم بگم که تو هر رابطه ای این خود شما هستین که به طرف مقابلتون میگین که با من چطور رفتار کن . اگه به رفتار شوهرت با دیگران دقت کنی شوهر شما تعیین میکنه که حتی یک غریبه جظور باهاش برخورد کنه یا چطور باهاش حرف بزنه .. و این یک نوع مهارت هست که یاد گرفتنیه و شوهر شما خوب این مهارت رو بلده. یه لحظه تخیل کن اگه شوهر شما با دوست و آشنا به گونه ای دیگه برخورد میکرد (مثلا ارتباط و طرز صحبت کوچه بازاری ) باز همین مقبولیت رو پیش اونها داشت ؟؟









علاقه مندی ها (Bookmarks)