اقای فرزاد من نمیدونم دلتون از کجا پره که اینطوری قضاوت میکنید
ادما باهم فرق میکنن یکی تو سن 18سالگی به بلوغ فکری و عقلی واسه ازدواج می رسه یکی دیگه با 30سال سن هم به امادگی لازم واسه ازدواج نمیرسه
الان اینقدر اعصابم داغونه که متاسفانه حوصله ی توضیح دادن ندارم اما سخت در اشتباهید که از روی سن.و سال قضاوت میکنید
با شوهرم صحبت کردم
طبق معمول حرفای گذشته
شیدا جون بهش نمیاد که وسواس فکری.داشته باشه بیشتر برمیگرده به کینه ای بودن و اینکه تو خونشون خیلی بهش بها دادن مخصوصا پدرش
و باعث شده که اعتماد به نفس کاذبی داشته باشه
بعد از اینکه حرفامونو زدیم و نتیجه ای هم نداشت دوباره گفت جوابت چیه
منم گفتم خیلی بد کردی
گفت اگه این اتفاقات تقصیر منه خدا هربلایی میخواد سرم بیاره
وقتی اینطوری گفت من به خودم شک کردم میگم من به این اندازه از بی تقصیر بودن خودم مطمئن نیستم اخه چطور میشه یه ادم اینقدر خودشو پاک و بی تقصیر بدونه
البته میگه اگه هم مقصرم خیلی کمتر از توست
اخرش هم یه بغض لعنتی نذاشت حرفامو کامل بزنم
شایدم اصلا حرفی نبود که بگم
خود شوهرمو نمیدونم
اما پدرش گفته ما نه تنها مهریه نمیدیم بلکه.شما باید خسارت مارو هم.بدید
به نطرتون باید چیکار کنیم تو.این شرایط؟