
نوشته اصلی توسط
دختر بیخیال
سمیراه جان، سلام خوبی؟
اولش با خودم گفتم ای کاش قبل انجام اینکار می آمدی اینجا پیشنهاد مشاور و مطرح میکردی، در اینجا کسی برات تصمیم نمیگرفت ولی نظرات موافق و مخالف و که میشنیدی بهتر میتونستی تصمیم بگیری.
اما بعد گفتم همون موقع هم که نامزدش یهو رهاش کرد سمیراه خیلی خودش شماتت میکرد و همش فکر میکرد خودش مقصره. هرچیم ما سعی میکردیم از صفات و عادات بد این آقا و بی مسولیتی این آقا براش بگیم بازم شاید به ظاهر قبول میکرد ولی ته دلش دوست داشت دوباره رابطه شکل بگیره.
بنظرم درسته صدمات زیادی دیدی ولی یک جورایی برای شناخت چهره واقعی این آدم برات کاملا لازم بود .
الانم چیزی نشده که این آدم ثابت کرد تنها چیزی هم که شما بهش دلبسته بودی وجود خارجی نداره، یعنی همون دوست داشتن و عشق علاقه آتشینی که فکر میکردی داره نابودش میکنه! دیدی وجود نداشت اگر اینو نمیفهمیدی تا آخر عمرت خودتو بخاطر بهم خوردن نامزدی سرزنش میکردی.
بنظرم اول بفکر خودت و احساست باش که آسیب دیده سعی کن برای خودت برنامه های تفریحی ای جور کنی و بخودت و روحیه ات خوب برسی.
اگر امکانش و داری به خانواده ات هم بگو ازشون کمک بخواه تا بهت کمک کنن روحیه شکننده ات ترمیم کنند.
از واسطه ها بخواه دیگه از این آدم اطلاعات غلط و درست ندهند.
بعد از اون من اگر جای شما بودم البته اگر دوست نداری و تحملش و نداری و فکر میکنی درست نیست اینکار و نکن ولی من خودم اگر بودم چون اون خانم چشم های منو باز کرده، یک ایمیل به اون خانم میدادم ازش تشکر میکردم بخاطر اینکه چشم هات و باز کرده و خیلی محترمانه برای جبران لطفش براش از ویژگیهایی که در رابطه هامون از ایشون متوجه شده بودم بهشون میگم چون بالاخره ایشون هم برای تحقیق به شما پناه آوردن حق دارند حقیقت و بدونند تا ایشون هم با چشم باز انتخاب کنند.ولی خب وظیفه ای برگردن شما نیست.
ذکر میکردم فقط برای جبران لطفشون گفتم و جهت اینکه انتخابشون با چشم باز انجام بشه.بعدم براشون آرزوی خوشبختی بکن و دیگه هم ادامه نده .
اگر میخوای این ایمیل بزنی کاملا محترمانه باشه طوری که بفهمند قصد فقط کمک کردنه.
راستش یک دلیل دیگه ای که اینکارو میکردم برای اینه که اگر اون آقا پسر حرف نامربوط و دروغی در موردم زده با رفتار محترمانه من ثابت بشه که اشتباه بوده.
اگر اون آقا هم دوباره سراغم و گرفت میگفتم من اهل دوستی نیستم فقط متاسفانه بخاطر حفظ زندگیم داشتم یک راه اشتباه انتخاب میکردم متاسفانه میخواستم به خیال خودم برای زندگیم نهایت تلاش و کرده باشم تا یک روزی که بگذشته برمیگردم پشیمون نباشم.
بنظرم کسی که این وسط خورد شد شما نبودی بلکه اون آقاست، تازه نشون داد نه تنها لیاقت داشتن شمارو ندارند بلکه لیاقت داشتن احساس هیچ دختری و ندارند.
این آقا هم بشما هم خانواده هاشون نشون دادن که اصلا عشق علاقه اشون واقعی نبوده.
بنظرم اصلا عصبانی نشو و باحالت نفرت یاهاشون صحبت نکن بهترین راه اینه که کاملا خودتو در برابرشون خونسرد نشون بدی و بگی خوشحالی که خداوند اینقدر دوستت داشته که زودتر از اینکه دیر بشه چهره واقعیشون برات نمایان شد .
امیدوارم دیگه متوجه شده باشی این آدم لیاقت داشتن شمارو نداشتند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)