به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 86

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 05 اسفند 94 [ 02:42]
    تاریخ عضویت
    1394-3-18
    نوشته ها
    72
    امتیاز
    1,866
    سطح
    25
    Points: 1,866, Level: 25
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    48

    تشکرشده 197 در 64 پست

    Rep Power
    0
    Array
    چند تا از تاپیک هات رو خوندم... کسی نمیگه مشکل نداری، اما باور کن هیچ کس بی مشکل نیست...

    یکساله تو این سایت داری هی تاپیک باز می کنی و این همه پاسخ دیدی اما خودت هیچ کاری برای خودت نکردی...

    بابام پول لباس نمیده... مامانم موقع کنکور من روستا می مونه... خواهرم قدر اجازه ازدواج که بهش دادم رو نمیدونه... دکتر و زنش برام برنامه ریزی کردن... یه جا دیگه رفتم سر کار معتاد بود پولم رو نداد... یکی دیگه منو انداخت تو این وادی... دوست پسرم مرده میرم دنبالش...

    خودت این وسط کجای کاری؟

    جز مرثیه سرایی کار دیگه ای هم بلدی؟ این همه وقت توی اینترنت میگذرونی وقت درس خوندنت تلف نمیشه اونوقت یه برنج بخوای آبکش کنی و یه خورشت بار بذاری که نیم ساعت بیشتر وقت نمیگیره، وقت درس خوندنت رفته؟

    واقعا اجازه ازدواج خواهرت با توه؟ خب موقعیت خوب براش پیش اومده باید بره سر زندگیش، حالا سه تا دختر تو خونه بمونید بهتره؟ من دختر اولی رو دیدم که به روی خودش نیورد اما دو تا خواهر بعد از اون فقط چون زیبا تر بودن زودتر ازدواج کردن، اون 8 سال بعد ازدواج کرد اما شوهری که خدا نصیبش کرد از خوبی، زیبایی، ثروت اصلا قابل مقایسه با شوهر خواهرهاش نیست... نمیگم خدا همیشه همینطوری با همه حساب می کنه، اما اینکه آدم بعد از انجام یه کاری منت سر بقیه نذاره خیلی مهمه ... در نهایت، دیدی قدردان نیست؟ اگه خیلی محتاج قدردانی هستی خب دیگه برای این فرد قدرناشناس کاری نکن! اما با این غر زدن ها به کجا میخوای برسی؟ همه بگن آخی طفلکی؟ نه بابا از این خبرها نیست... هیچکس اینطوری باهات حرف نمیزنه، اگه هم کسی پیدا شد اینطوری باهات حرف زد مطمئن باش داره به بدبختیت دامن میزنه...

    تو تنها کسی هستی که یکی رو از دست داده؟ همین الان سالانه 24000 نفر در کشور طی حوادث رانندگی می میرن، مرگ های از سر بیماری و ... به کنار، حالا حسابش رو بکن اگه همه اطرافیان میخواستن راه بیفتن دنبال طرف، کشور به کجا می رسید؟؟؟!!!!

    دو جا رفتی برای کار خوب نبود؟ خب بازم امتحان کن... چرا جایی که خوب نیست میمونی؟ منتظر معجزه ای؟ فکر می کنی تو یک نفر مشکل خانوادگی داری؟ فکر می کنی فقط تو یکی نیاز جن سی داری؟ فکر میکنی این پیشنهادات فقط برای تو یک نفر مطرح شده؟ چند تا دختر مجرد هم سن و سال خودت تو همین سایت هستن؟ خیلی هاشون همینجا هم برات پست گذاشتن... یه کم فکر کن اگه همه اشون میخواستن راه الان تو رو پیش بگیرن و بگن توطئه بوده، الان هم دست خودم نیست چی میشد؟

    فوق دیپلم گرفتی که بری فقط به دو تا بچه کامپیوتر یاد بدی؟؟؟؟ برای یادگیری علم فقط باید دانشگاه بری؟؟؟؟ رفتی سر کار پول دربیاری یا اینکه به بچه ها و مامانشون وابسته بشی؟؟؟؟ زن دکتر میگه بچه ای ناراحت نمیشی، بابات میگه جورابمو بشور ناراحت میشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    تا حالا فکر کردی همینجا پای کامپیوتر توی خونه هم که نشستی میتونی پول در بیاری؟ میتونی دانش خودت توی رشته تحصیلیتو افزایش بدی؟ یا از پای کامپیوتر نشستن هم فقط غر زدن رو یاد گرفتی؟

    به نظر من که تو هیچ مشکل روحی روانی ای نداری، شرایطت خانوادگیت هم انقدر که روش مانور میدی فجیع نیست، فقط از تنبلی زیاد داری تو یه خلا ذهنی حرکت می کنی و همه عالم رو مقصر می دونی تا یه وقت لازم نشه یه زحمتی به خودت بدی... یه هفته درس میخونی یه هفته سر کار؟ این به خاطر وسواس نیست، فقط به خاطر تنبلیه، میری سر کار میبینی سخته میگی درس بخونم شاید شرایطم بهتر بشه، بعد میبینی درس خوندن هم سخته میگی برم سر کار... جفتش باهم هم که اصلا نمیشه چون سر کار که میری خسته میشی!!!!!! از خداته یه شوهر گیر بیاری بری سر یه زندگی دیگه نه کار بخوای نه درس! که خب فعلا برات جور نشده (نگران هم هستی بعدا نتونی خوب ازش پول بگیری!!)، دکتر بهت گفته وسواس داری خودتم سفت گرفتیش! چون خوشت میاد یه توجیه علمی برای زحمت نکشیدن داشته باشی...

    یه کم به واکنش های خودت در برابر پست های بچه ها نگاه کن:
    اگه کسی آروم باهات حرف بزنه راحت تایید می کنی و دوباره میگی یادم میره، بر عکس میفهمم، وسواس دارم! اینطوری نمیتونم کات کنم!! و کار خودتو ادامه میدی،
    اگه کسی محکم باهات حرف بزنه میگی باید سرت بیاد تا بفهمی!!! عزیز من اینایی که تو میگی سر خیلی ها اومده، انقدر برای توجیه کارهای خودت داری پیش میری که میگی حتی زنشم باهاش همدست بوده...بازم می پرسم، تو این وسط کجای کاری؟ شد یه بار قبل از اینکه بری خونشون به زنش هم زنگ بزنی؟ شد یه بار به زنش به حالت طعنه بگی فکر نمیکردم آقای دکتر انقدر سواد کامپیوتریش پایین باشه؟ شد یه بار بگی شما چطور خانم دکتر کامپیوتر بلدید یا نیازی به یادگیری حس نمی کنید؟ چرا خودتون هم کنار همسرتون حضور ندارید من که دارم کلاس برگزار می کنم چه یک نفر چه بیشتر...

    بعد از پست دخترجوان هم که بچه شدی!! انگار همین یه بهونه رو کم داشتی که دختر جوان دستت داد!! کلا چشماتو حسابی باز کردی بگردی یه توجیه به ظاهر علمی پیدا کنی برای بیمار جلوه دادن خودت، دو دستی بگیریش و خلاصه بگی چیزی دست خودم نیست، دختر جوان داره بهت میگه تو بزرگی، برداشت تو از پست این بوده که بچه ای و همین شد دلیل رفتارهات، حالا باید اینجا همه آستین بالا بزنن شما رو بزرگ کنن، تا شاید بعدا که بزرگ شدید دست از کارهاتون بردارید...

    آدم های شیطون صفت رو بخوای بکشی، خود شیطون رو میخوای چکار کنی؟ خدا خواسته اینا باشن، تا امثال تو رو امتحان کنه، تو هم که خوب راهش رو یاد گرفتی... زمین و زمان رو مقصر بدونی و خودت رو مظلوم و ناتوان!!

    باشه من (با فرض اینکه آی کیوم منفیه) قبول می کنم ازت، اونا برات پاپوش درست کردن، تو هم خواب بودی، الان باید چکار کنی؟

    اول: بدون تا خودت نخوای کاری برای خودت بکنی، هیچ کس دیگه و هزار تا تاپیک و میلیون ها تومن که به مشاور بدی هم تاثیری نداره. پس از این مظلوم نمایی ها، مریض نمایی ها، بد جلوه دادن همه و ناتوان جلوه دادن خودت، به معنای واقعی از این لوس بازیا دست بردار، خودت خیلی خوب میدونی درست چیه غلط چیه... خوابت نمیبره، خودت داری خودتو به خواب میزنی، چطور بابات اگه یه جمله بگه صد تا جمله جواب میشنوه؟ چطور اینجا کسی حرف بد بزنه میخوای جواب بدی و ناراحتی که کاری از دستت بر نیومده؟؟ چطور خیاط اگه دیر لباس رو تحویل بده حسابی به کارش ایراد می گیری؟ قضیه فقط به دوست پسر و دکتر که میرسه خوابت میبره؟؟؟؟ (حتما این بار میگی جلوی بابام هم خواب بودم دلم نمیخواست بد حرف بزنم اما دست خودم نبود، ولی آدم اگه خواب باشه، جلوی همه یه رفتار نشون میده، مگه اینکه خواب هات حسابی هوشمند باشن!!!!)

    دوم: دیگه هیچوقت پاتو خونه این آدم نذاری و همه ارتباطات رو ببندی ... (این همه این چند روز بچه ها گفتن، گوش دادی؟ الان نگاه کن به اون پستی که میخواستی دکتر رو متوجه کارش کنی!!! ببین اون داره بهانه میاره تو بری پیشش یا خودت بهانه جور می کنی برای رفتن اونجا؟؟؟؟چطور برای عوض کردن کتاب سه روز وقت میذاری اما برای عوض کردن این موقعیت خوابی؟؟؟؟؟ چطور برای کتاب وسواس نداشتی بری دوباره همون کتاب رو بخری الان وسواس داری؟ دوباره کتاب رو بردی عوض کنی؟ اگه واقعا مشکل روانی داشته باشی الان باید چند باری همون کتاب رو عوض کرده باشی... )

    سوم: یاد بگیر درست اولویت بندی کنی، به یه خیاط که کارتو چند روز دیر تحویل داده، تازه به عروسی هم رسونده و مشکلی پیش نیومده (زودتر هم تحویل میداد تو کمد خاک میخورد) انقدر غر میزنی و میگی سوء استفاده، اونوقت به کسی که داره کثیف ترین کار روی زمین رو در حقت انجام میده هم خیلی راحت فقط میگی سوء استفاده! بعد هم میگی تشنه شدم! تشنه هم اگه شدی، نهایتش اینه که از تشنگی میمیری، بهتر از این نیست که انقدر کثیف بخوای به زندگی ادامه بدی؟ آدم از تشنگی بمیره بهتره یا این که سرشو بکنه تو یه چاه آب کثیف و پر از سوسک و زالو بخواد آب بخوره؟ بعد هم که تشنگی یادت رفت میگی خوابم میبره... وقتی خوابی که دکتر کار خودشو می کنه، وقتی بیدار میشی هم تشنه ای، این آخریا بچه هم شدی، جداً فکر کن ببین داری با خودت چیکار می کنی... بچه ای؟ میخوای بزرگ شی؟ همه دارن راهشو بهت میگن: نیازی نیست تو گرگ رو بکشی و روباه رو آدم کنی، حیوون تو جنگل زیاده... باید تا دیرتر نشده از جنگل بیای بیرون...

    خلاصه: همه بهانه هاتو بذار کنار، همه توجیهاتتو بذار کنار، همه مرض های الکی که برای خودت درست کردی و برچسب هایی که روی خودت زدی رو بذار کنار، هدف گذاری کن برای زندگیت و با تمام قوا اما با عزت و با رعایت اخلاق برای رسیدن به هدفت جلو برو. (میتونی گوش بدی، میتونی هم راه راحت تری که تا حالا میرفتی رو پیشه کنی: من وسواس فکری دارم، من خوابم میبره، من یادم میره، خوبی رو بدی میبینم، بدی رو خوبی میبینم، وقتی میخوام نه بگم طوری رفتار می کنم که بقیه فکر کنن گفتم بله، سر شما نیومده نمیفهمید...)

    (اگه مشکل مالی داری بیا به تاپیک کسب درآمد یاس پاییزی سر بزن و توانمندیهات رو بنویس تا دوستان راهنماییت کنن، طرز رفتارت با خانواده ات هم خیلی مشکل داره، اگه بالاخره تصمیم گرفتی از این خواب یا وسواس یا تشنگی یا بچگی یا هر اسم دیگه ای که روش میخوای بذاری بیای بیرون، بعد از بیرون اومدن یه تاپیک برای رفتار درست با خانواده ات باز کن)

  2. 6 کاربر از پست مفید راه حل تشکرکرده اند .

    maryam240 (دوشنبه 26 مرداد 94), parvaaz (شنبه 24 مرداد 94), saeeded (شنبه 24 مرداد 94), یاس پاییزی (شنبه 24 مرداد 94), اعجاز عشق (یکشنبه 25 مرداد 94), باغبان (یکشنبه 25 مرداد 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. سوشیال فوبیا شدید (دیگه خسته شدم)
    توسط hhhh. در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 22 شهریور 95, 11:51
  2. پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: یکشنبه 27 بهمن 92, 14:10
  3. خواستگاری و سوال در مورد گذشته
    توسط hanie_66 در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: جمعه 31 خرداد 92, 00:16
  4. جلوگیری از سوء استفاده از چک ضمانت حسن انجام کار
    توسط بهار.زندگی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 مرداد 91, 19:09
  5. سوالات مطرح شده د رجلسه خواستگاري
    توسط ELECTRONIC84 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: چهارشنبه 30 مرداد 87, 11:09

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:08 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.