راه های زیادی داره - حتی می تونه ابتکاری هم باشه برای هر شخص،،،
مثلا یکی ، یه الگوی منفی می ره تو ذهنش - به فکرش میرسه که :
با دستش نوک دماغش را بگیره و بگه :عجب هوای خوبی :)
یا مثلا یکی از دست دوستش ناراحت هست - یکی از راه ها اینه که :
دوستش را در ذهنش تجسم کنه - سپس گوش های او دراز کنه - و یه شاخ بزاره تو سرش - بعد اگر خواست یه دم بهش اضاقه کنه :)
بعد بهش بخنده ( تو ذهنش )
یا میتونه : یه کش ببنده به دستش ،،هر موقع فکرها هجوم آوردند ،،کش را بکشه !
یکیش می تونه فکر نکردن باشه ( یعنی به فکر منفی اش کش نده - خود به خود فراموش می شه )
برای خودش برنامه ریزی کاری و آموزشی داشته باشه !،،،،به عبارتی خودش را سرگرم کنه .
ما در واقع در صورتی ناراحت میشم که تصویر و صدا الگوی منفی را در ذهنمان هی تکرار کنیم،،،
این کار باعث میشه سیستم عصبی ما گسترش پیدا کنه و پایدار بشه،،ما نباید اجازه بدین این جوری بشه .
مثلا اگر ما گیتار بلد باشیم بزنیم - اگر 1 ماه نزیم سیستم عصبی برای این قسمت ضعیف میشه،،،
اگر دوماه - اگر یه سال و....... این باز ضعیف تر میشه .
با الگوی منفی هم باید همین کار را کرد .
ممنون .









پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)